هنوز هم آدم برفی‌ها را می‌خوانید؟

, , ۷ دیدگاه

 

پس از انتخابات، یکباره اوضاع فرهنگی، هم‌چون بسیاری از عرصه های دیگر دچار افت و نزول فاحشی شد و متاسفانه با گذشت چهار ماه، هنوز ذره ای به حال عادی که بازنگشته هیچ، روز به روز فعالیت های فرهنگی بیشتری یا تحریم می شوند یا تعطیل و یا حتی اگر به شکل نمایشی برگزار شوند ، کم رونق و بی روح و بی طرفدار اند.

با این وصف، مشخص است که یک سایت فرهنگی مستقل مثل آدم برفی ها که نوشته هایش خبری نیست و جنبه تحلیلی و اغلب، رتروسپکتیو دارد و نویسندگان متعددی در طول یک سال و نیم فعالیتش در آن نوشته اند، یکباره دچار سقوط آشکاری در جنبه های کمی و کیفی اش خواهد شد.

 

یکم

مهم‌ترین دلیل این سقوط، بی انگیزگی مطلق و عدم همکاری اکثریت غالب نویسندگان جوانی است که پیش از این با آدم برفی ها همکاری داشتند. بسیاری از آنها در اقدامی که به زعم خودشان کنشمندانه و قهرمانانه است به انفعال محض روی آورده، فعالیت‌های فرهنگی را تعطیل کرده و کلا به تعبیر خود فرهنگ را تحریم کرده اند !!! . برخی از آنها هم ژست چریکی به خود گرفته و به فعالیت اینترنتی برای  «پس گرفتن رای» خود مشغول شده اند یا اینکه دچار رخوت و افسردگی حاد شده و به کنجی خزیده اند. غرض داوری و ارزشگزاری بر اندیشه این دوستان نیست، صرفا مهم‌ترین دلیل افت آشکار کمیت سایت همین بود که عرض شد.

 

دوم

با اینکه آمار بازدید روزانه آدم برفی ها اصلا تغییری نکرده ولی رنکینگ سایت یکباره بیش از ده برابر سقوط کرده و تقریبا با خاک یکسان شده است، به طوری که حتی در ایران رتبه ای بدتر از بیست هزار دارد!!! یعنی بیست هزار سایت دیگر در ایران بازدید می شوند که رنکینگ بالاتری از آدم برفی ها دارند. کمی ذهنتان را رها کنید و به عدد بیست هزار وبلاگ و سایت توجه کنید! اگر واقعا یک دهم این تعداد، وبلاگ و سایت در خور اعتنا داشتیم آیا محتوای اینترنتی‌مان تا این اندازه سخیف و شرم آور بود؟ یکی از دلایل سقوط محض رنکینگ آدم برفی ها رویش قارچ گونه و تهاجمی وبلاگ‌های سیاسی بود که پس از انتخابات شکل گرفت و جملگی کارشان این بود که در بسیاری از موارد شایعات بی اساس و اخبار کاذب و یا سوخته را به شیوه کپی / پیست در وبلاگ های یکدیگر تکثیر کنند و یا به هم سرایت دهند و بعد لینکش را به بالاتـرین و فیسبـوک بفرستند. با گذشت زمان، این روند نه تنها به حد کفه نرسیده و یا افول نداشته بلکه به شدت رو به فزونی است و تقریبا هر روز پانصد وبلاگ تازه افتتاح می شوند که البته به دلیل محدودیت‌های  تازه اعمال شده بر سرویس‌های فارسی بسیای به بلاگر و … روی آورده اند.

 

سوم

کاهش همکاران از پنجاه شصت نفر در ماه به حداکثر ۱۰نفر در ماه خود بهترین گواه حال و روز فعلی آدم برفی‌هاست. با این حال، همه نکات فوق الذکر دلیلی برای سقوط کیفیت و محتوای آدم برفی ها نیست. ما در این مدت و در این چند ماه نامراد، هم‌چنان تلاش کردیم که آدم برفی ها را از نابودی کامل برهانیم و با تغییر فرمت سایت از ماهنامه به آپدیت روزانه و ارائه فرمت تازه برای دسترسی بهتر به آرشیو گذشته، باز هم نفس بکشیم تا همکاران تازه نفس و با انگیزه ای از راه برسند و تیم تازه ای تشکیل بدهیم. البته هنوز این امر محقق نشده و ظاهرا به زودی هم محقق نخواهد شد. ماهم همین‌طور ادامه می دهیم و لااقل آرشیومان در اختیار جستجوگران متعدد اینترنتی است که بخش اعظم بازدید کنندگان ما را تشکیل می دهند و در جستجوهایشان درباره بسیاری از مقوله های تحلیلی فرهنگی در موتورهای جستجو به آدم برفی ها می رسند. کمتر بازدید کننده ای داریم که مستقیما آدرس سایت ما را در مرورگر خود بنویسد و دکمه Enter را بزند. این هم به هر حال یک جورش است. یعنی بازدید مستقیم از سایت تقریبا صفر شده و تقریبا فقط گوگل به تنهایی جور همه بازدیدها را می کشد.

 

به هر حال ما از روز اول با سیاست میانه ای نداشته ایم و از آن بیزاری جسته و اعلام برائت کرده ایم. اگر کار فرهنگ، روشنگری و ارتقاء شعور و دانش است ما این کار را در حد توانمان انجام داده و خواهیم داد. شعار زدگی و کار سیاسی و چریکی، ارزانی آن ها که همیشه بازیچه هیجان ها و هیستری های تاریخی می شوند. اگر هنر و فرهنگ به درد روزهای نامراد نخورد پس به درد کدام زباله دان خواهد خورد؟ اگر قرار بود ادبیات و هنر فقط در روزهای عیش و شادمانی خلق شود چند درصد از آثار برتر ادبی و هنری هرگز خلق نمی شدند؟  برخی از شاهکارهای تارکوفسکی و کیشلوفسکی و لوئیس بونوئل و … در چه زمانی خلق شدند؟ داستایفسکی شاهکارهایش را چگونه نوشت؟ می دانید که او حتی گاه پیراهنی برای پوشیدن نداشت و زیر پتو کز می کرد و می نوشت؟ و شاهکار مارسل پروست در چه حال و روزی نوشته شد؟ آزردگی های جسم و  روان انسان، از رنج جسمانی گرفته تا رنج اجتماعی، هیچگاه مانعی برای خلق و آفرینش هنری و ادبی نبوده اند. اگر جوانان فرهنگی ایران به راستی تا این حد بی بنیادند که با کمترین ناکامی رو به ویرانی و خود ویرانگری می گذارند چرا باید انتظار سرزمین و فرهنگ بهتری داشته باشیم؟ آیا بی هویتی این جوان ها محصول ساده انگاری تفکر فست فودی  است؟ آیا در این نوشته، این همه جوش و اعتراض برای امر بی اهمیتِ همکاری یا عدم همکاری با سایت بر قلم رانده شده است؟ چنین قضاوتی، فقط پاک کردن صورت مساله است. مشکل، بی ریشه‌گی و عدم مطالعه صحیح و درک درست تاریخ و واقعیات اجتماع است. سرانجامِ این ژست های چریکی چه خواهد بود؟ گیریم در کوتاه مدت این چریک های هیجان زده، هیجان خود را پتکی بر سر دیگرانی چون ما کنند و ما را به بی مسولیتی متهم کنند ولی در دراز مدت  از آن ها چه برجا خواهد ماند؟ چیزی جز خمودگی و افیون زدگی و کهولت مغز و روان؟

 

با همه این حرف ها، اگر هنوز خواننده آدم برفی ها هستید و به این جا سر می زنید واقعا به همراهی تان می‌بالیم. جز این حس افتخار و سپاس چه کاری از دست تنهای ما بر می آید؟

به امید روزهای بهتر

 

 

 

۷ دیدگاه

  1. رحیم جعفری

    ۰۸/۰۹/۱۳۸۸, ۰۴:۰۱ ب.ظ

    سلام به همگی
    چه طور می توان بی اعتنا بود آن هم در کشوری که سیاست در مارک آفتابه هم تاثیر دارد
    خود شما یک ماه آدمبرفی ها را تعطیل کردید
    این موضوع که مطالب با ارزش دیده نمی شوند که در کشور ما طبیعی است شما که بهتر می دانید
    با بقیه کاری ندارم ولی من خودم آنقدر دچار رخوت شده بودم که چند ماه سایت را ندیدم
    الان هم اگر به سایت می آیم به خاطر اینکه وقایع گذشته را فراموش کرده ام
    ولی در هر صورت خوشحام چون اولین مقاله ام توی آدمبرفی ها منتشر شد
    موفق باشید
    شاید فردا روز بهتری باشد

    پاسخ دادن
  2. karwaan

    ۰۹/۱۵/۱۳۸۸, ۰۹:۰۶ ب.ظ

    سلام من تازه شما رو کشف! کرده ام سایت خوبی دارید تبلیغ کنید فل کنم اگه بهتر شناخته شید در دوران نا امیدی که مثلا حالا من درش هستم!می توانید سنگ صبور باشید هنر همین فایده مهم را دارد .هنر فریاد خاموش شدگان است! پیروز باشید

    پاسخ دادن
  3. بهروز

    ۱۰/۰۱/۱۳۸۸, ۰۱:۰۵ ب.ظ

    به قول نمی دانم کدام علیه رحمه
    مرد آن است که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیا باشد.
    و اصولا قهر کردن و … لوس بازی های از این دست مال کسانی است که ادبیات و هنر را با شهر بازی اشتباه گرفته و هر وقت که سیر و بی غم و غصه باشند و از شدت استراحت کردن کلافه شده باشند فیلشان یاد یار و نگار و خط و خال کرده و دست به هنر می برند.

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد