نقدی بر عملکرد دوگانه احمد میراحسان

, , ۲ دیدگاه

منتقد پیشکسوت و مستندساز بزرگوار جناب آقای احمد میراحسان در یادداشتی در روزنامه‌ی خبر (مورخ شنبه ۲۱/۶/۸۸) داد سخن سر داده بودند در رثای لزوم امیدواری و ادامه‌ی زندگی در شرایط  نه چندان آرمانی فعلی، که تا شقایق هست زندگی باید کرد. پس از خواندن مطلب ایشان لبخندی از سر رضایت بر چهره‌ام نشست و خرسند و شادمان شدم از این که هنوز فرهیختگان درد آشنایی همچون آقای میراحسان، علیرغم تمامی مسائل روزهای اخیر دل در گرو امید دارند و نگاهی رو به جلو و همگام با مردم. اما نمی‌دانم چرا ناگهان لبخند از روی لبانم محو شد و چهره در هم کشیدم و یاد بیانیه‌ی جمعی از مستندسازان  در تحریم جشنواره‌ی «سینما حقیقت» افتادم. در میان اسامی امضاکنندگان آن بیانیه نام احمد میراحسان به همراه چند تن دیگر از مستندسازان خوب و قدیمی بیشتر به خاطرم مانده بود. علامت سوال‌های بسیار بزرگی در ذهنم شکل گرفت. سوال‌هایی که شاید جواب به هر یک از آنها دلیل تصمیم اتخاذ شده از سوی تحریم کنندگان جشنواره‌ی «سینما حقیقت» را روشن‌ و آشکار می‌کرد. بی‌شک احمد میراحسان برای در میان گذاشتن این سوالات شخص مناسبی است.

آقای میراحسان به نظر شما که هم دستی توانا بر قلم دارید و هم نگاهی تیزبین در پشت دوربین، جشنواره‌ی «سینما حقیقت» که تنها فرصت جدی و در خور توجه سینمای مستند کشور برای عرضه‌ و نمایش تولیدات این نوع سینما است، نمی‌‌توانست روزنه‌ای رو به نور در دل این روزهای غبارآلود باشد؟ چطور یک ستون نه چندان عریض و طویل در روزنامه می‌تواند پنجره‌ای باشد برای درک روح زمانه با مناظری نویدبخش روشنایی اما سینمای مستند با آن همه قابلیت و ویژگی برای بازنمایی حقایق به دلیل احترام شما و دوستان و همکارانتان به حقیقت این گونه مورد بی‌مهری و کم لطفی قرار می‌گیرد؟

آقای میراحسان شما که به قول خودتان خوب می‌دانید که زندگی یعنی رفتن و افتادن و برخاستن و دوباره ادامه دادن و مهم‌تر از آن آگاهید به اهمیت درس آموختن از افتادنها و عمل کردن به آموخته‌ها، پس چرا آموخته‌های خود را به عمل در نمی‌آورید تا جوانان خامی مثال من از شما بیاموزیم. از شما بیاموزیم که در نیمه راه سختی‌ها و سربالایی‌ها از ادامه مسیر منصرف شدن و دست از تلاش کشیدن در دوران پیشرفت مطالبه حقوق مردم، نشانه‌ی همصدایی و هم آوایی با این مردم فهیم نیست.

شما که بهتر از هر مسئول ناآگاهی آگاهید که جشنواره‌ی «سینما حقیقت» طفل نوپایی است در میان خیل جشنواره‌های ریز و درشتی که هر ساله به بهانه‌های مختلف در این مملکت برگزار می‌شود و هنوز و همچنان به حمایت و حضور بزرگانی مانند شما و سایر همکارانتان نیاز دارد برای آنکه قدم‌های اولیه‌ی خود را محکم بر دارد تا در آینده توانایی به تصویر کشیدن تمام و کمال واقعیت را هر چه بیشتر داشته باشد.

آقای میراحسان شما که شجاعت تماشای واقعیت را دارید چرا چشمان خود را بر روی جشنواره‌ی «سینما حقیقت» بسته‌اید؟ شجاعت با چشمان یسته چندان ستوده نیست. کاش تا وقت هست چشمان خود را بگشایید.

آقای میراحسان چگونه می‌شود شما که با پیشنهادات شتابزده و خودمحورانه توافق ندارید یکی از تحریم کنندگان جشنواره‌ی «سینما حقیقت» هستید؟ به نظر شما اعلام تحریم جشنواره‌ی «سینما حقیقت» تصمیمی عجولانه و احساسی نیست که به جای آنکه موجب قرابت فیلمسازان مستند با مردم شود آنها را به جایگاهی انفعالی و دور از مردم تبیعد می‌کند و لطمات جبران ناپذیری به نگاه امیدوارانه مورد قبول شما می‌زند؟

امیدوارم شما مو سپید کرده‌های عرصه‌ی فرهنگ و هنر این سرزمین در این روزها با انجام درست‌ترین‌ها و بهترین‌ها مسیر ورود واژه «امید» را از لابه‌لای  صفحات لغتنامه‌ها به قلب ما جوانان هموار سازید.

 

۲ دیدگاه

  1. بهنام

    ۰۶/۲۵/۱۳۸۸, ۰۱:۰۵ ب.ظ

    انصراف از سینما حقیقت بریدن راه نیست.بخشی از راه است. چطور می توان با فیلمی مستند به مردم نزدیک شد حال آنکه نشان دادن حتی بخش کوچکی از آنچه که بر مردم رفته در این جشنواره غیر ممکن است؟ چطور می توانید وقایع ۳ ماه اخیر را به تصویر نکشید و حرف از مستند سازی و حقیقت بزنید؟
    قطعا انصراف از سینما حقیقت انصراف از مستند سازی نیست. انصراف از تن دادن به سانسور است. آن هم نه سانسور هر چیزی. سانسور سینمایی که ادعای حقیقت دارد.

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد