وقتی همه چیز…
وقتي همه چيز بر خلاف آن چه شما مي خواهيد پيش مي رود
حمید ملک زاده
: مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد.
: مستقیم!
: شماره مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمی باشد…
: اختلاط با تیلیفون تو این تاکسی ممنوعه آقا، نوشته روبروتو نخوندی؟
: من پیاده می شم.
: این که ناراحتی نداره، خب حواس مام پرت می شه.
: من پیاده می شم آقا، یعنی تا همین جا می خواستم فقط بیام.
: دیویست تومَن می شه.
: بفرمایید.
: شماره مشترک مورد نظر در شبکه…
: آقا! هی بقیه کرایتون… آقا! استغفرالله! می بینی خانم این روزا هیچ کس حواسِش به کار و بار خودش نیس والله.
: جونند آقا، دلشونو به این چیزا خوش نباشه که نمی تونند زندگی کنند… بفرمایید. چارراه بعدی من پیاده می شم.
: خواهش می کنم. پنجاه تومن دیگه ام باس بدید شوما.
: شماره مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمی باشد.
: سلام آقا! ممکنه خواهش کنم یکی از گلای رزتونو برام بپیچید… اه لعنتی.
: این روزا همه خطا به هم ریخته…خیلی نگران نباش. روبان چه رنگی ببندم؟
: قرمز. قرمز قرمز!
: خیلی سخت نگیر. یه کارت تلفن بخر از تلفن ثابت زنگ بزن. شاید جواب بده… این خوبه؟
: آره! اگه ممکنه یه کمی هم اکلیل بهش بزن.
: تلفن همراه مشترک… گه به این خطا.
:خیلی سخت نگیر. بگیرش، آماده شد… ۱۵۰۰… ممنون… خوش باشی.
: دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد.
: آقا بقیه پولتون… شاید اصلا گوشیشو خاموش کرده باشه. بفرمایید… پاک هوش از سرت پریده ها.
: ممنون…اصلا حواسم نبود… خداحافظ.
: ببین… هی آقا پسر… الو….
: جانم! چیز دیگه ای جا گذاشتم؟
: نه. بیا این کارت تلفن رو بگیر. باهاش زنگ بزن. شاید بتونی بگیریش.
: ممنون.
: چند متر اون طرف تر یه کیوسک تلفن هست.
: براتون برش می گردونم.
: خیلی بهش فکر نکن. برو.
: الو. آرش جون سلام…خوبی… نمی خوای امروز بیای بیرون؟
: شماره مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمی باشد.
: اِ… بیدارت کردم جیگر… خب این که خوبه تنبل… می دونم… همیشه زیاده روی می کنی…
: تلفن همراه مشترک مورد نظر خاموش می باشد.
: اوه… چه جورم… می خواستم بیام درِ خونتون… آره لباسام توی کیفمه… توی پارک عوضشون می کنم می آم پیشت.
: دستگاه مشترک مورد نظر…
: خانم… ببخشید من عجله دارم.
: نه عزیزم. مصطفی هم رفته پیش دوست پسرش. تا یه ساعت دیگه می بینمت…
: خانم…
: اِهههههههههه… صبر کن جونی الان تموم می شه خب!… نه عزیزم من برم تا این یارو عصبانی نشده.
می بوسمت.
: تلفن همراه… اه…
: الو… سلام… ببخش که دیر زنگ زدم… همش می گه خاموش است، در دسترس نمی باشد و… شرمنده ام.
: اُ خدای من بازم این لعنتی… باشه سر فرصت یه فکری براش می کنیم. الان که خونه ای.
: آره… تا یه ساعت دیگه می بینمت… باشه…
این نوشته را به بالاترین بفرستید :
این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید



بدون دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید