شجریان بی رمق تر از همیشه

, , ارسال دیدگاه

                      آه باران، آخرین اثر استاد شجریان در اواخر فروردین ماه امسال به بازار آمد و طبق معمول با استقبال خوب هواداران موسیقی اصیل روبرو شد.

این آلبوم که در مایه ی دشتی (از دستگاه شور) تنظیم و ساخته شده،ادای دینی به حسین یاحقی، مرتضی محجوبی، غلامحسین بنان، رهی معیری و همین طور به برنامه ی گلها که نقش بسیار سازنده ای در رشد موسیقی ایرانی داشت به حساب می آید.

محمدرضا شجریان بعد از چند آلبوم اخیر خودش (غوغای عشقبازان،سازخاموش، سرود مهرو…)، این بار باز هم به سراغ تنظیم ارکسترال می آید تا با نزدیک شدن به فضای برنامه ی گلها، کمی از آن فرم سنتی فاصله بگیرد.

بی شک وقتی اسمی از استاد مسلم آواز ایران می آید، نقد و تحلیل، خیلی سخت می شود و از آنجا که خیلی از هواداران موسیقی اصیل، اکثر خاطرات خوب و بد گذشته شان با صدای استاد گره خورده، به سختی می توانند بی طرف و منصفانه درباره آثار ایشان نظر بدهند.

ولی واقعیت امر این است که ((آه باران)) خیلی با اثری که بشود اسمش را شاهکار یا حتی کار خیلی خوب گذاشت فاصله دارد، البته مقایسه  آخرین کار یک آهنگساز یا خواننده با کارهای قبلش چندان درست و عاقلانه نیست. ولی همیشه معیارهایی برای شناختن یک اثر خوب وجود دارد.

اولین چیزی که در این آلبوم خیلی  کم فروغ به نظر می آید، قطعات آوازی کار است که خیلی سطحی و ساده اجرا شده اند.کسی که به گفته ی بزرگان موسیقی تک تک آثارش کلاس درسی برای هنرچویان آواز به حساب می آید، در این کار خیلی راحت با جملات تکراری و کلیشه ای آوازی و ترکیب تکراری تر گوشه ها به سادگی از کنار آواز که یکی از مهمترین ارکان موسیقی ایران به حساب می آید گذشته است.

در کل این مجموعه،فقط تصنیف(( آه باران)) از ساخته های استاد است و دو تصنیف دیگر جزو کارهای قدیمی به حساب می آید که دوباره تنظیم و اجرا شده است.

تفاوت جنس صدای شجریان با جنس صدای بنان در اجرای این دو تصنیف قدیمی کاملا مشهود است. شاید بشود گفت مرحوم حسین یاحقی بر اساس توانایی های ویژه ی بنان این تصنیف را ساخته بوده که این به هیچ وجه به معنی قوی یا ضعیف تر بودن تکنیک آواز شجریان نسبت به بنان نیست، بلکه بدین معنی است که هر خواننده ای با توجه به ویژگی های سرشتی و آناتومیک حنجره و توانایی های ذاتی صدای خودش در محدوده ای خاص اجرای بهتری را نسبت به بقیه ی خواننده ها انجام میدهد.

تکنوازی و جواب آوازهای فرهنگ شریف در این کار با کلیت کار بسیار هماهنگ  است. همین که یک نوازنده اصراری بر به رخ کشیدن توانایی های خودش نداشته باشد وفقط در جهت هماهنگ بودن کل اثر به نوازندگی بپردازد خیلی به یک دست شدن اثر کمک می کند. 

از این ها گذشته، یک جور بی رمقی و بی انگیزگی در صدای استاد موج میزند. دقیقا همان چیزی که سال گذشته در کنسرت با گروه شهناز خیلی ها را آزار داد. همین بی رمقی باعث میشود جواب آواز های بسیار اصولی و دقیق فخری ملک پور (از شاگردان استاد مرتضی محجوبی)، به چشم نیاید.

متاسفانه این قضیه گریبان گیر اکثر اساتید موسیقی ایران شده است. مثل اینکه این نسل از موسیقی دیگر حرف جدیدی برای گفتن ندارد و ما برای اینکه کار جدیدی بشنویم، باید منتظر باشیم تا آهنگسازان جوان این کار را انجام دهند.

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد