مقدمه:سال شمار کلاه قرمزی!

, , ۱ دیدگاه

۱-اوایل دهه هفتاد است.جنگ تازه تمام شده است و دوران سازندگی آغاز!سیمای جمهوری اسلامی با دو شبکه مسئولیت سرگرمی مردم را بعهده دارد.برنامه های کودک در چهار نوبت پخش می شود.ساعت ۹ صبح و چهار بعد از ظهر،شبکه ی یک،ساعت ۱۰ صبح و ۳ بعد از ظهر،شبکه ی دو.یک مجری خانم با وقار و خوش صحبت در هر برنامه ای هست و بعد از کمی صحبت اعلام کارتون می کند…ویدئو های خانگی دیگر آن سختگیری های اوایل را ندارند و در اکثر خانواده های نیمه مرفه و مرفه میتوان یکی پیدا کرد.اما تنها سرگرمی VHSکه برای بچه ها پیدا می شود امثال پسر جنگل،سیندرلا،گربه های اشرافی و میکی موس و چند کارتون دوبله شده ی قدیمی دیگر است .و سرانجام باز هم تلویزیون!چهار بار در روز…

۲-سال ۱۳۷۲ است.برنامه ای بنام “صندوق پست” در نوبت بعد از ظهر پخش می شود.یک آقا ی کچل و سیبیلو مجری آن است!البته مهربان حرف می زند.یک عروسک بنام کلاه قرمزی هم همراهیش می کند که کمی توی ذوق می زند.فاصله بین کارتون ها زیاد شده است و بچه ها ناراحتند!از ابتدای صحبت این دو نفر همه منتظرند که کارتون بعدی پخش شود…

۳-همچنان سال۱۳۷۲ است.”صندوق پست” چند وقتی از شروعش گذتشه است.علاوه بر کلاه قرمزی،پسر خاله و ژولی پولی و چند نفری اضافه شده اند.آقای مجری ابر قهرمان کودکان شده است و کلاه قرمزی توجیه “بد تر از من نیز وجود دارد!” .دیگر همه منتظرند کارتون تمام شود تا ادامه ی ماجرای آن روز کلاه قرمزی را متوجه شوند.خرابکاری و ندانم کاری آن روز!این “همه” شامل فقط بچه ها نمی شود،بلکه بزرگتر ها هم پای برنامه می نشینند.تکیه کلام های کلاه قرمزی و پسر خاله در جامعه جا افتاده است .همه چیز به سمت سال ۱۳۷۳ می رود!

۴-سال ۱۳۷۳ است.فیلم سینمایی “کلاه قرمزی و پسر خاله”به نوبت اکران رسیده است.قصه با ایده ای جالب،ماجرای قبل از آغاز برنامه ی صندوق پست و ورود کلاه قرمزی به صدا و سیما است!اکثر بچه های آن نسل،یا به اجبار یا با همراهی، پدر و مادر را راضی کرده اند تا به تماشای فیلم بروند.صف های طولانی و بسیار طولانی در جلوی اکثر سینما ها تشکیل شده است.همه چیز فیلم عالی است.بعد از چند وقت،اعلام میشود که فیلم رکورد فروش سینمای ایران از آغاز تا به امروز را شکسته است!با توجه به نرخ تورم،امکانات سینمایی و افزایش جمعیت،این رکورد تا امروزهم بعقیده ی بسیاری کارشناسان باقی مانده است!

۵-اواخر دهه ی هفتاد است.تیم جبلی،طهماسب و معتمد آریا توقیف شده است.گویا اتفاقاتی در جشن خانه ی سینما افتاده است.معتمد اریا به اروپا و رفته و با سوسن تسلیمی زندگی می کند.جبلی و طهماسب هم ممنوع الکار شدند.بچه های زمان کلاه قرمزی دیگر  یا زمان دیپلم گرفتنشان یا وقت کنکورشان!از کلاه قرمزی اثری جز چند عروسک کهنه در خانه ها و جامدادی و مداد رنگی و … به نام او،باقی نمانده است.همه مشغول چیزهای دیگری شده اند.همه!

۶-سال ۱۳۸۱ است.”کلاه قرمزی و سروناز” آمده است.بچه های نسل جدید باید برای دیدن این فیلم بروند،اما آنها کلاه قرمزی را نمی شناسند!همان بچه های نسل قدیم برای تجدید دیدار راهی سینما ها می شوند.آنها دیگر نه بچه هستند و نه هنوز بچه دار شده اند!فیلم موفقیت قبل را تکرار نمی کند…

۷-همان سال ۱۳۸۱ است.تلویزیون برنامه ای را ترتیب داده است بنام کلاه قرمزی ۲ !هرچند اکثر کارشناسان معتقد بودند این ترفندی است برای فروش “کلاه قرمزی و سروناز”،اما باز هم همه چیز عالی است.هیچ چیزی ار محبوبیت کلاه قرمزی کم نشده است،وجالب اینکه بچه های این نسل هم دوستش دارند!همه ی خانواده مشغول تماشای کلاه قرمزی می شوند.همه!

۸-سال ۱۳۸۸ است.نوروز هزار و سیصد و هشتاد و هشت!وضعیت خوب نیست.واقعا خوب نیست!نسل دوم وسوم انقلاب درگیر بیکاری وعلافی و اعتیاد و اثبات و یاس و پوچی  و این مزرخرفات شده اند! کنار هر کسی بنشینی و با هر کسی همصحبت شوی دردنامه ای برای خودش دارد!خلاصه خلاء فراوان است و اوضاع روز به روز بد تر می شود.عید امسال نیز چیز جدیدی برا هیچ کس ندارد،همان اتفاقات آبکی هر سال وفراز و فرود های تکراری.اما ناگهان یک شک بزرگ به همگان وارد می شود.کلاه قرمزی ۸۸!بازگشت کلاه قرمزی بعد از نزدیک به هفت سال!گروه برنامه مثل همیشه حرفه ایست.از آهنگسازی علیقلی بگیر تا مشاور هنری بودن حبیب رضایی!نه ترس از تکرار در کار است نه واهمه ی کلیشه شدن.همهچیز مثل قبل است.حتی صدای کلاه قرمزی و پسر خاله،حتی نحوه ی عروسک گردانی و طراحی دکور و صحبت های مجری.فقط آقای مجری پیر و کمی شکسته شده!اما هنوز نگاه و صدای مهربانی دارد.باز هم کلاه قرمزی موفق می شود همه را نیخکوب تلویزیون کند.گیگیلی و پسر عمه زا هم به جمع اضافه شده اند،باران کوثری،یکی از همان نسلی که با کلاه قرمزی یک دنیا خاطره دارد هم هست.در نظر سنجی ها کلاه قرمزی در صدر جدول قرار دارد.همه چیز راضی کننده وبی نظیر است.کلاه قرمزی تبدیل به اسطوره ای برای نسل سومی هایی شد که به سختی کسی را به این مقام می رساند!

خسته نباشید آقای جبلی!خسته نباشید آقای طهماسب!

 

یک دیدگاه

  1. مریم فیروزی

    ۰۲/۲۳/۱۳۸۸, ۰۱:۱۲ ب.ظ

    سال هفتاد و سه : من دبستان میرم . بابا قول داده جمعه بریم سینما . اخه کلاه قرمزی پسر خاله داره میدونی کدوم سینما رو میگم . همونی که نزدیک مدرسه است . تازه امروز زنگ نقاشی خانم معلممون عکس جفتشون رو واسم کشید . عصرا که از مدرسه بر میگردم جلوی صف سینما خیلی شلوغه . هربار خواستم بشمارم نتونستم . سرویس خیلی تند رد میشه . پس کی جمعه میشه

    چند روز بعد
    هر روز صبح آقای راننده (راننده سرویس مدرسممون) نوار کلاه قرمزی رو میزاره : سلام الاغ مهربون حالت چطوره؟

    چند سال بعد

    بازم این عید لعنتی اومد . همه میدونن چقدر از نوروز بدم میاد از دیدو بازدید سریالهای آبکی آجیل و هر چیزی که آدمو یاد تعطیلات مسخره ی عید بندازه . همه رفتن مسافرت و من تو خونه تنهام و تلوزیون همیشه خاموشه. صبح تا شب سرم تو کتابه امشب بچه ها گفتن راس هشت تلوزیون رو روشن کنم

    نه بابا
    اینکه کلاه قرمزیه
    بعد از مدتها از ته دل می خندم
    ساعت هشت تنها موقعیه که تلوزیون روشنه : بچه ها میگن بی خیال کلاه قرمزی پسر عمه زا رو بچسب

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد