تارکوفسکی در آیینه
نقد ي بر سينماي تاركوفسكي
فردين توسليان

مقایسه در مورد فیلم های تارکوفسکی در نگاه اول شاید بسیار آسان جلوه کند! ریتم کند و کسالت آور و مفاهیم به ظاهرمعناگرا و نماهای نزدیک و برداشت های طولانی که همه و همه در اغلب فیلم های تارکوفسکی تکرار می شوند و در نگاهی اجمالی شبیه به هم دیده می شوند. اما در واقع بغیر از دغدغه های همیشگی تارکوفسکی در فیلم سازی، هر فیلم او دنیایی منحصر به فرد و خاص به خود را دارد که مدت ها می توان به نقد و بررسی و واکاوی آن پرداخت.در اینجا دو اثر با دو دنیای املا متفاوت از او را به مقایسه می پردازیم. یکی «سولاریس» و دیگری «آیینه».
«سولاریس» داستان مرد دانشمندی است که برای کار تحقیقاتی به سیاره ای به نام سولاریس می رود و در آنجا متوجه می شود که زمان معنای خود را از دست داده و تمام زندگی را می توان دوباره در سولاریس مشاهده کرد. او همسر از دست داده ی خود را در سولاریس باز می یابد و در آنجا با او به زندگی می پردازد و پس از سلسله اتفاقاتی تصمیم می گیرد به زمین بازگردد.
«آیینه» اما قصه ای ست که ریشه در کودکی خود تارکوفسکی دارد. او خاطراتی متفاوت از مادر و پدر و خانواده ی خود در کودکی به تصویر می کشد و در بعضی صحن ها اشعاری از پدر خود را بصوریت نریشن بر روی فیلم اجرا می کند. او در این فیلم برخی از خاطرات محو و گذرای کودکی خویش را به همان صورت محو و با پراکندگی در زمان به تصویر می کشد و با تاکید بر عناصری مانند مادر و خانه کار را پیش می برد.
و اما قیاس ابتدائی در مورد این دو اثر شباهت در همان فیلم سازی تارکوفسکی است. نماهای زیبایی شناسانه مطلق در هر دو فیلم (هرچند فضاها در فیلم سولاریس مدرن تر و در یک ایستگاه فضایی می گذرد) مشاهده می شود. برداشت های بسیار طولانی از یک صحنه بدون موسیقی و هیچ چیز دیگر که خود نمونه ی فاصله گذاری و فرصت تاملی برای مخاطب است که ممکن است مخاطب عام را دچار کسالت کند. نماهای نزدیک از بازی فوق العاده بازیگران با تاکید بر میمیک صورت آنها که در هر دو فیلم و در کل در اغلب آثار تارکوفسکی مشاهده می شود و ریتم کند سیر داستان در هر دو فیلم که البته در مورد «آیینه» داستانی با چهارچوب بندی مشص وجود ندارد و فقط ابتدا و انتها مد نظر است. اینها از شباهاتی است که در ظاهر می توان عنوان کرد. اما در شباهات باطنی دغدغه های همیشگی تارکوفسکی در معناگرایی و معنویت در هر دو فیلم قابل مشاهده است. خصوصا در فیلم «آیینه» که مضمونی ضد جنگ دارد و خاطرات دوران کودکی تارکوفسکی در مورد جنگ و سرباز ها و… با آن اپراها و قطعات موسیقی مذهبی-معنوی که در طول فیلم شاهد پخش آنها هستیم.
اما در جایگاه تفاوت شاید دنیای این دو فیلم بصورتی کاملا متفاوت از هم باشند. سولاریس درون مایه ی علمی تخیلی دارد که برداشتی آزاد از رمانی به همین نام نوشته ی «لم» لهستانی است. فضا آنطور که اشاره شد در دکوری مدرن از یک ایستگاه فضایی در سیاره ی سولاریس است و همه چیز اتوماتیک و با نور پردازی روشن و کاملا امروزی است.البته بغیر از سکانس هایی که در روی زمین و خانه ی کلوین فیلم برداری شده است.اما «آیینه» فضایی کاملا رئال دارد و در واقع حسب حال زندگی کودکی خود تارکوفسکی است.نما های زیبایی شناسانه در فیلم و تصاویر بکر و خاص فیلم های تارکوفسکی که در طبیعت وجود دارد.برای مثال صحنه ی عبور باد از چمنزار که مانند موج دریا یکی پس از دیگری می آید بی نظیر ترین های سینمای تارکوفسکی است.از نقاط تفاوت دیگر این دو فیلم تم داستان در آن دو است.سولاریس در سال ۱۹۷۲ و ایینه در ۱۹۷۵ ساخته شده اند اما سولاریس سرشار از اعتقادات ضد شوروی تارکوفسکی است و آیینه سرشار از اعتقادات ضد جنگ و آزادی خواهانه ی او. در واقع شاید سولاریس را بتوان فیلمی با مضمون سیاسی و آیینه را فیلمی سرشار از معنویت و ضد جنگ نامید.
البته این مفاهیم در فیلم های تارکوفسکی نه به معنای امروزی، دست مالی شده و شعاری بلکه به سبک خاص او و بصورت کاملا استعاری و هنرمندانه مطرح شده اند که تنها ذهنیت اهل هنر و ادبیات است که تاب تحمل و گیرایی آن را دارد.
این نوشته را به بالاترین بفرستید :
این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید



با دیدن دو فیلم از یک کارگردان اصولا نمیشه راجب سینمای اون شخص نظر داد.
باز نمیشه گفت مفاهیم در فیلم های تارکوفسکی به صورت کاملا استعاری بوده.در سکانس های پایانی آینه حتما متوجه فیلم برداری خاص و به نوعی جادویی شدید که یم منظره رو به تصویر می کشه و خیلی هم به نظر بصری زیباست.البته این که تماشاگر عام سخت با فیلم های تارکوفسکی ارتباط برقرار می کنه درسته،ولی این بدلیل استعاری بئدن زبان فیلم نیست.
سلام
از نظر شما سپاسگزارم .
در وبگاه هفتمین ققنوس پستی دارم به نام این فیلمساز بزرگوار:
http://7thghoghnoos.blogfa.com/post-17.aspx
همچنین در کتابخانه نیما
http://nimalibrary.blogspot.com/2010/04/nostalghia-andrei-tarkovsky.htmlنیز مطالبی را گذاشته ام و همچنین پیوند هایی برای دریافت آثار تارکوفسکی که دعوتید به خواندنشان.