نوع شناسی رژیم های ایدئولوژیک از دیدگاه ژیژک

, , ارسال دیدگاه

 

 

آثار ژیژک تمایزی اساسی بین رژِیم های سیاسی مدرن و پیشامدرن قائل می شوند که از نظرخود او مبتنی بر روشهای مختلف ایجاد ارتباط بین اشخاص و قانون و« لذت » می باشد . ژیژک از دیدگاهی لاکانی حکومت های  ایدئولوژیک پیشامدرن را مصداق بارز واژه ای می داند که لاکان در سمینار ۱۷از آن بعنوان « گفتمان سلطه » یاد می کند . در این حکومت های مستبد کلام واراده ی پادشاه یا ارباب مطلق – منشاء مرجعیت سیاسی و بدون چون و چرا – بود. در نتیجه اشخاص می بایست نسبت بدستورات حاکم و قوانین « آگاهی » داشته باشند . ( برطبق قرائت کلاسیک از قانون : عدم آگاهی موجه نمی باشد ) . به این ترتیب هماهنگی که لذت و فانتزی در نظر ژیژک از عوامل سیاسی به شمار می روند ، اعمال قانون شکنانه ی حکومت در عرصه سیاسی مستثنی قلمداد می شوند . میشل فوکو در مقدمه ای بر « مراقبت و تنبیه » از این وقایع کارناوالی بعنوان فستیوال ها و یا انواع مجازات عمومی یاد کرده است.

ژیژک در این مسئله با فوکو و مارکس هم عقیده است که رژیم های سیاسی مدرن شکلی از قدرت را اعمال می کنند که هم نامحسوس تر و هم گسترده تر از رژیم های قبلی است . به زعم ژیژک رژیم های مدرن سرمایه ی داری لیبرال یا توتالیته ، دیگر توسط « گفتمان سلطه» لاکان قابل تعریف نیستند . بافرض اینکه عقده ادیپ مربوط به این نوع قدیمی تر مرجعیت سیاسی است ژیژک با نظریه پرازان مکتب فرانکفورت هم عقیده است که برخلاف دلوزو گاتاری – سوبژکتیوتیه ی امروز به معنای واقعی کلمه فرا ادیپی یا ضد ادیپی است.

ژیژک در« طاعون فانتزی ها » و « سوژه ی حساس » چنین استدلال می کند که نارضایتی های خاص از جهان سیاسی امروز از بنیا گرایی دینی گرفته تا بازگشت نژاد پرستی در جهان اول – بقایای قدیمی یا اعتراض علیه ساختار های خود کامه ی سنتی نیستند بلکه آثار آسیب شناسانه ی اشکال جید سازمان های اجتماعی اند عامل متمایز کننده در رژیم های سیاسی مدرن « آگاهی » است.

عصر روشنگری بیانگر ریسک سیاسی بی سابقه ای بود که بجای عقیده در مرجعیت بعنوان بنیان حکومت ، خود و معرفت انسانی را جایگزین کرد . همانطوری که اشمیت زبان به اعتراض می گشاید ، مشروعیت قدرت های مدرن بر تصمیم خود بنیاد حاکم مطلق استوار نیست بلکه بر پایه ی توانایی صاحبان قدرت در جمع کردن زنجیره ای از دلایل است که بر اشخاص توضیح می هد چرا آنها برای حکومت کردن مناسب هستند.

بنابراین حکومت های مدرن همیشه مدعی اند که از روی نادانی راجع به آنچه افراد عمیقا از آن لذت می برند حرف نمی زنند بلکه در پرتو آزادی و رضایت افراد عمل می کنند.

ژیژک در آثار اولیه اش اشاره می کند که رژیم های توتالیته چه فاشیستی وچه کمونیستی فرمانروایی خود را بوسیله ی ارجاع نهایی به فراروایت های نیمه علمی توجیه می کنند این فراروایت های – روایتی در نازیسم مربوط به مجادلات نژا پرستانه یا قوانین تاریخ در استالینیسم می باشند – هرکدام مدعی دانستن حقیقت عمیق تر آنچه افراد می خواهند بودند و بر این اساس می توانستند هم تخطی های فاحش از صول اخلاقی را توجیه کنند و همچنین این تخطی را با ارجاع به « لذت » افراد توجیه کنند. 

به زعم ژیژک ناهنجارترین خصوصیات این رژیم ها می توانند تنها با نقش کلیدی آگاهی در این رژیم ها توضیح داده شوند بعنوان مثال استدلال فریبنده ی دادگاه های نمایشی شوروی که برای محکوم کردن افراد بعنوان مخالف کافی نبودن اما این حال افراد مجبور می شوند به اشتباه عینی خود د ر مخالفت با حزب اعتراف کنند. 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد