نقد فیلم احضار شدگان

اولین نکته که در فیلم احضار شدگان به کارگردانی آرش معیریان قابل بررسی‌ست، دسته‌بندی آن به لحاظ ژانر است. این اثر یک فیلم ترس‌ناک به‌حساب می‌آید؛ و البته یک تریلر هم هست، آن هم به دلیل اینکه اثری‌ست پر تعلیق. فیلم ترسناک به سه ژانر فرعی تقسیم می‌شود: مرموز، فراطبیعی و فوق مرموز؛ که فیلم احضار شدگان با فاکتورهای مرموز بیشتر در ارتباط است. تعریف این ژانر فرعی – مرموز - به این منوال است: در آن عامل ترس غافلگیر کننده و حیرت‌آور اما قابل تبیین «عقلی» است، مثل موجودات فضایی، هیولاهای ساخت علم و یا یک بیمار روانی؛ عماد، بیمار روانی فیلم حاضر است. این روان‌پریش  از یک محرک استفاده کرده تا تمام زمان فیلم مارا به‌دنبال خود بکشاند و به اندازه‌ی ذوق فیلمنامه‌نویس و کارگردان آن را تعلیق آفرین به وجود آورد.

 

آرش معیریان با ساخت فیلم‌هایی از نوع کما، شارلاتان و چپ دست نشان داده که ژانر را خوب می‌شناسد و از عهده‌ی پرداخت آن هم برمی‌آید. هرچند که در کارنامه‌ی فیلم‌سازی او به‌جزء آخرین کار، احضارشدگان، دیگر فیلم‌ها آثاری متعلق به سینمای میانه یا بدنه هستند و تنها با هدف کشاندن مخاطب به سینما ساخته شده‌اند؛ و البته نه هر مخاطبی!!

 

از بحث‌های فرعی بگذریم و بپردازیم به ساختار. گفتیم احضار شدگان یک فیلم تعلیق آفرین است. اما چرا؟ با آوردن اسم تعلیق ذهن مخاطب اهل سینما به‌طور خودکار سراغ فیلم‌های هیچکاک می‌رود. کارگردان بزرگ تعلیق‌آفرینی که معتقد بود باید تماشاگر را تا سرحد امکان عذاب داد. اما فرق بین آثار هیچکاکی با آثاری که بدون مطالعه از هیچکاک کپی می کنند، در معما، تعلیق، کنایه‌ی دراماتیک، غافلگیری و تصادف است.

 

احضار شدگان شیوه‌ی نوین به تصویر کشیدن تعلیق است و آن چیزی نیست جز روایت غیر‌خطی. آن همه هیاهو در فیلم و بازی با ذهن تماشاگر و ارائه‌ی تصاویر خاکستری و سیاه از شخصیت‌ها در انتها به یک توهین دم دستی به مخاطب ختم می‌شود. عماد که تمامی حوادث حول او رخ داده گویی در یک تریلر اسلحه برداشته و آدم بدها را می‌کشد اما همه‌ی اینها فقط خواب بوده یا بهتر است بگوییم یک کمای هیجان‌انگیز چند ساعته!!

 

مسأله‌ی حفظ توجه بیننده در فیلم‌نامه می‌تواند به‌صورت معما، تعلیق و کنایه‌ی دراماتیک مطرح شود. در معما، شخصیت می‌داند، اما بیننده نه. بعنوان مثال برادر عماد می‌داند که همسر بردارش اجیر شده‌‌ی اوست، اما نه عماد و نه تماشاگر از هیچ چیز خبر ندارند، تا اینکه روند فیلم به تدریج مسأله را لو می‌دهد. پس این یک وجهه از فیلمنامه‌ی احضار شدگان است؛ یعنی: ایجاد معما. و اما تعلیق؛ در عنصر تعلیق شخصیت و بیننده اندازه‌ی هم می‌دانند. و لازم به یادآوری‌ست که در تعلیق، عنصر کنجکاوی و نگرانی با هم ترکیب می‌شوند. در احضار شدگان پلان، سکانس و پلان‌ سکانس‌هایی وجود دارد که شخصیت و بیننده دوش به دوش هم پیش می‌روند. مسأله‌ی حضور برادرزاده‌ی عماد در تاریکی شب و اقرار او به اینکه پدر و مادرش اذیتش می‌کنند همانقدر اطلاعات به بیننده می‌دهد که به عماد. تنها مسأله‌ای که اینجا مطرح است عاقبت ماجراست. نه شخصیت و نه بیننده از سرانجام فیلم خبری ندارند؛ و به این دلیل احضار شدگان یک فیلم تعلیق‌آفرین خوانده خواهد شد چون از این دست صحنه‌ها در آن به وفور یافت می‌شود. پس در این تقسیم بندی‌ها - مسأله‌ی حفظ توجه بیننده - تعلیق در صدر ایستاده و قابل تأمل‌تر است. اما مورد آخری که می‌توانست در فیلم مورد بحث ما با آن شیوه‌ی روایتش نمود پیدا ‌کند،کنایه‌ی دراماتیک است. در کنایه‌ی دراماتیک بیننده بیشتر از شخصیت‌ها می‌داند. در این نوع ساختار عاقبت فیلم به عمد در ابتدا لو داده می‌شود و احضار شدگان با دست‌آویزی به این نوع شیوه و با به تصویر کشیدن اجساد، به نوعی مخاطب را به تمسخر گرفت؛ چون تنها قصد، گول زدن مخاطب بود. اصل غافلگیری که معیریان سعی کرد فیلمش را به بهانه‌ی آن جذاب کند به دو نوع تقسیم‌بندی می‌شود: سطحی و حقیقی. سطحی یعنی سوء استفاده از آسیب‌پذیری بیننده. درست مثل پایان احضار شدگان. پایانی که می‌توانست با یک پرداخت مناسب‌تر به یک غافلگیری حقیقی تبدیل شود. غافلگیری حقیقی اینطور تعریف می‌شود: فاش شدن ناگهانی شکاف میان پیش بینی و نتیجه. این نوع غافلگیری باعث آگاهی و بصیرت ناگهانی می‌شود.

 

Deus ex machina] عبارتی لاتینی است که از تئاتر کلاسیک یونان و روم گرفته شده و معنای آن «خدای مکانیکی» یا «خدای ماشینی» است. بین سال‌های ۵۰۰ قبل از میلاد تا ۵۰۰ بعد از میلاد تئاتر در سراسر مدیترانه رونق فراوان یافت. درطی آن سال‌ها صد‌ها نمایشنامه‌نویس مشغول به کار بودند اما فقط هفت تن از آنان در یادها باقی مانده‌اند و بقیه خوشبختانه به فراموشی سپرده شده‌اند که دلیل آن در وهله‌ی نخست گرایش آن‌ها به استفاده از خدای ماشینی یا حلال مشکلات برای خلاصی از مشکلات داستان است. ارسطو با لحنی بسیار شبیه به لحن یک تهیه‌کننده‌ی هالیوود به این شیوه تاخت: «چرا این نویسندگان پایانی نمی‌یابند که به کار بیاید و نتیجه بدهد؟»] - «داستان- رابرت مک‌کی- محمدگذرآبادی» - «خدای ماشینی یا حلال مشکلات همان پایان‌بندی با اصل غافلگیری سطحی‌ست»

 

فکر می‌کنم تمام حرف‌های نگارنده در همین یک خط از رسطو بگنجد!

 

اما این نکته هم لازم به یادآوری‌ست که درژانرهای وحشت، فانتزی و تریلر، غافلگیری سطحی یک سنت و بخشی از لذت تماشای فیلم است. این‌مورد در احضار شدگان اصلا قابل انکار نیست و معیریان با توجه به ژانری که در آن فیلم ساخته و بعد‌ها منکر همان ژانر هم شده، می‌توانسته آزادانه از این نوع غافلگیری استفاده کند. اما احضار شدگان که یک فیلم برای ارتقای سلیقه و ذائقه‌ی مخاطب است و در اصل پلی بین سینمای عامیانه و هنری‌ست با این ساختار تنها توانست درصد بسیار کمی از مخاطبانش را راضی نگه دارد. این از توفیق نیافتن آن در گیشه کاملا مشهود است.

 

و سخن آخر اینکه احضار شدگان فیلم بدی نیست و ساختن چنین فیلمی در ایران، جدای از پایان‌بندی ضعیف و شعارگونه‌ی آن موهبتی تجربی‌ست که باید بیشتر تحویل گرفته شود.

 

این نوشته را به بالاترین بفرستید : Balatarin

facebook این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید

۱ دیدگاه

  1. محمد — فروردین ۱۵, ۱۳۸۸ #

    نقد خوبی نوشتید…
    احضارشدگان فیلم متفاوت و خوبی است که اگر بها داده میشد در ارتقای سطح سلیقه عوام موثر بود…

دیدگاه خود را بنویسید