نگاهی دیگر به محسن نامجو

, , ۱۸ دیدگاه

کاملا اتفاقی با موسیقی «نامجو» آشنا شدم. مدتی درگیر درک ظرافت‌های موسیقی عجیب این مرد بودم. تا این که کاملا اتفاقی یکی از دوستان پیشنهاد نوشتن یک یادداشت را برای موسیقی نامتعارف این مرد را کاملا اتفاقی به من داد. اتفاقا تصمیم گرفتم قبول کنم و بنویسم. و می‌دانم که شاید کاملا اتفاقی تیتر این مطلب جذبتان بکند و آن را بخوانید. جالب شد. پس این متن حاصل اتفاقات شیرینی است که باعث می‌شود به خواندنش بنشیدنید و شاید کاملا اتفاقی از آن خوشتان هم بیاید. به همین دلیل کاملا اتفاقی باید بگویم که این نوشته قصد هیچ گونه نقصد و تفسیری بر موسیقی «محسن نامجو» ندارد. فقط حاصل لحظات دل انگیزی‌ست که موسیقی این مرد از طریق هدفن موزیک پلیرم به درون وجودم رخنه کرده است. و جالب تر این جاست که یا زیر باران و پرسه زدن‌های بی هدفم بوده است یا لحظاتی که از پنجره‌ی ماشینی مشغول تماشای مناظر جاده‌های کوهستانی محل سکونتم بودم.

نمی‌دانم آیا برای موسیقی نامجو سبکی قائل می‌شوند یا نه. اما من تعریفی از آن در ذهن خود ساخته‌ام. بگذارید این گونه شروع کنم. دوست ندارم اینگونه هنرمندان را با دیگران مقایسه کنم. فقط به این دلیل ساده که آنها تک و تنها به دور از تقلیدها و دنباله روی‌ها و به دور از هرگونه هیاهوی شهرت و هنرمندی‌های ساده لوحانه در تنهایی‌های عجیب و غریب خود می‌نشینند و هنرشان را خلق می‌کنند و چه جالب که همیشه افرادی هر چند اندک پیدا می‌شوند که کارشان را درک می‌کنند و مجذوبشان می‌شوند.

سینما افرادی مثل «دیوید لینچ» را دارد. موسیقی «باب دیلن» را. نقاشی «پیکاسو» را. و این اواغر بازی‌های رایانه‌ای «تام شافر» را دارد. (تام شافر بازی ساز بسیار خلاق و کم کاری‌ست که بازی‌هایش در عین حال که فضای کارتونی گونه دارند سرشار از خشونت افسار گسیخته و حتی رگه‌هایی از فلسفه و خیلی چیزهای دیگر را دارند که به همین دلیل ساده بازی‌هایش را کمتر کسی دوست دارد و باید بگویم که او تک ستاره‌ی درخشان صنعت بازی سازی‌ست که واقعا می‌توان هنرمندی خلاقش نامید. برای نمونه اگر علاقه داشتید دنبال بازی «سایکوناتزی» محصول ۲۰۰۵ بگردید). تک تک این هنرمندان و خیلی‌های دیگر که آوردن نامشان لیستی بی معنی برای خواننده فراهم می‌آورد در وسط یادداست کوتاه من، ولی تک تک این هنرمندان می‌دانند که باید محصول خلاقیت خودشان را بیافرینند و برای این کار هم ترسی از شکستن تابوها و چهارچوب‌های خشک صدها و حتی هزاران ساله ندارند. و این تنها دلیل جاودانه شدن این انسان‌ها اگر نباشد به نظر من مهمترین آنها است.

نامجو هم برای موسیقی ایرانی و به خصوص صدای ایرانی همچین فردی‌ست. یک بت شکن. درست زمانی که موسیقی به معنای واقعی هنریش در دست پدر و پسری شجریان نام (البته همیشه مورد احترام هستند) و یکی دوتای دیگر که کاری جز تقلید از آن دو ندارند و گروهی پوپولیست که اسم موسیقیشان هم از این کلمه‌ی کذایی مشتق می‌شود و کارشان به جایی رسیده است که حق کپی رایت خوانندگان آن طرف آبی را مثل آب خوردن نوش جان می‌کنند و گروهی لات خیابانی که معلوم نمی‌شود از رپ و موسیقی اعتراضی آمریکایی چه برداشت کرده‌اند (البته این گونه لات‌های خیابانی در همه جای این کره‌ی آب و خاکی پیدایشان می‌شود). این وسط مردی سه تارش را بر می‌دارد و می‌شود ترنج زمانه‌ی ما. نامجو موسیقی عجیبی دارد که کمی پاینتر درباره‌اش خواهم گفت ولی برای من نکته‌ی جالبش اینجاست که او هم رنگ هیچ دارو دسته‌ای نیست. او تک و تنهاست و درست است که حالا به دلیل مسائلی از قبیل همان کذایی‌های نامفهوم آن طرف آب‌ها سه تارش را چنگ می‌زند ولی همچنان موسیقیش برای من ایرانیست.

شخصا از هر نوع موسیقی که واقعا خلاقیتی در خلقش به کار رفته باشد لذت می‌برم ولی در کل طبع تندی در موسیقی دارم و لحظات تنهاییم را نعره‌های «جستر» و گیتار «کرک» و خشونت «سی ثانیه تا مارس» پر می‌کند. ولی در کمال حیرت روزی متوجه شدم که ترانه‌های نامجو از هدفنم جاری می‌شوند! و این موضوع دلیل کوچکی دارد ولی همین دلیل کوچک نشان هنرمندی بزرگ است. موسیقی نامجو خشونت متال، جسارت رپ، ریتم پاپ و بداهه‌های کانتری را یک جا به مغزم کمپرس می‌کند. حتی سه تار نامجو هم شخصیت عجیبی دارد. این ستار همچون صاحبش قابلیت‌های صد سال خفته‌ی یک ساز کلاسیک را به همتایانش نشان می‌دهد و فریاد می‌زند که باید ساختارها را شکست. اری این دلیل دلنشین بودن موسیقی محسن نامجوست. حتی شعرهای ترانه‌های این مرد هم همین صفات را در خودشان دارند. نامجو گاهی در قالب شعرهای کلاسیک چنان هارمونی از صدا و موسیقی خلق می کند که شک می‌کنید که آیا این شعر واقعا همانی هست که می‌شناسید یا اینکه نامجو در آن دست برده است. و شعرهای نوی این مرد پارا از این هم فراتر می‌گذارد و چنان اصطلاحاتی تحویل شما می‌دهد الحق باید نامجو را مهندس کلمات بنامیم. و گاهی همین اصطلاحات مزاح گونه چنان تلخ می‌شوند که ساعت‌ها اندوهگین به معنایشان فکر کنید. نمی‌دانم آیا شما هم با موسیقی نامجو چنین احساسی دارید یا نه ولی به نظر من نامجو همانی‌ست که موسیقی ایرانی سال‌ها و یا شاید قرن‌هاست که نیازمند وجودش است.

اگر به موسیقی کشور‌های دیگر نگاه کنیم نمونه‌هایی مثل نامجو را گه گاه می‌بینیم که اغلب هم در ابتدا مورد تمسخر و کج اندیشی‌های به اصطلاح حامیان هنر قرار گرفته‌اند. اما بعد از مدتی درک شده‌اند و مورد توجه قرار گرفته‌اند اما افسوس که وقتی هم که در ایران چنین ستاره‌ای می‌درخشد باید طبق رسم چندین سال آخر این مرز و بوم برود و جای دیگر تنهاتر شود. اما آنهایی که مسبب رفتن این گونه افراد هستند نمی‌دانند که تنهایی همان چیزی‌ست که نامجو و امسال او نیاز دارند تا به دور از هیاهو شاهکار بیافرینند. باز هم می‌گویم نمی دانم آیا سبکی برای موسیقی نامجو قائل می‌شوند یا نه ولی به نظر من وقتش رسیده است تا اسمی برای اصوات دل انگیز این مرد قائل شوند تا با نام او جاودانه شود. بگذریم و برویم سراغ آخرین ترانه‌ی نامجو (پیپ) که همه‌ی جذابیت‌های قدیمی را در خود دارد به همراه شیطنت یک هنرمند تنها.

 

۱۸ دیدگاه

  1. shohreh

    ۰۱/۰۱/۱۳۸۸, ۱۱:۳۴ ق.ظ

    من واقعا همه ی این احساساتی که گفتین رو در شعر نامجو درک کردم… گاهی حسرت می خورم که چرا اینقدر دیر با این موسیقی آشنا شدم… وقتی نامجو نمی خونه احساس می کنم تمام دردشو و دردمو تو آهنگش خالی می کنه… یک جور زجره… زجری که آدما معمولا اون رو در وجود خودشون حس می کنن… مخصوصا ترنج که آخر این آهنگ ، نامجو چیزی نمی خونه اما موسیقی رو ول نمی کنه…نه تنها موسیقی رو ول نمی کنه بلکه مخاطب رو هم ول نمی کنه… اون تو ایران واقعا یک سنت شکنه… کسی که سالهای بعد خیلی از آدمها تمام زندگیشون رو وقف فهمیدن و مقاله نوشتن در مورد نامجو می کنن… شرایطی مثل فروغ داره… فروغی که بعد از مرگش همه چیز شکل جاودانه ای به خودش گرفت… امیدوارم نامجو همونطور که سلیقه شعری من و امثال من رو بالا برد ،‌ سلیقه موسیقی خیلی از افراد دیگر رو هم بالا ببره… ( من هم کاملا تفاقی با موسیقی اش آشنا شدم)

    پاسخ دادن
  2. مجیدشعبانی

    ۰۱/۲۴/۱۳۸۸, ۰۶:۴۶ ب.ظ

    سلام. از نظر و دیدگاه شما نسبت به محسن نامجو بسیار لذت بردم.
    اما
    به عقیده ی من موسیقی یک امر سلیقه ایست و نباید کسی رابه خاطر نوع موسیقیی که گوش میدهد ویا اجرا می کندمورد شماتت قرار داد. این همان کاریست که سالها با نامجو شده است و سالها با مخاطبان نامجو. بارها شده که من بخاطر موسیقی نامجو مورد عنایت اطرافیان قرار گرفتم و اطمینان دارم شما نیز.
    نوشته ی شما از طرفی چیزی بود که من برای مطالعه ش به هر وبلاگی سر می زدم و از طرفی نکاتی داشت معاند با اصولی بود که از شنیدن نامجو یاد گرفتیم. موسیقی رپ برای خیلی ها خوشایند نیست، ولی بخاطر سلیقه ی عده ای نباید به این صراحت به رپ توهین کرد. و همینطور موسیقی سنتی و….
    جسارت من را ببخشید. امیدوارم موفق و پیروز باشید

    پاسخ دادن
    • معین

      ۰۹/۱۱/۱۳۹۳, ۰۲:۲۱ ب.ظ

      سلام و ادب..مدیر این سایت و نگارنده این مطلب درمورد نامجو مورد خطاب من هستن..من موسیقی دگراندیش و متفاوت و اوانگارد و الترناتیو و هرچی اسمشو بزارین که شعر و موسیقی و استایل خوانش متفاوتی رو ارائه بده دوس دارم..برای همین نامجو و اهالی راک و رپ و متال و غیره را دنبال میکنم..اما احساس کردم شما متعصب و تک بعدی و بیسواد هستید چون موسیی رپ فارسی با محتوا و مفهومی و اعتراضی و جدی ترین موسیقی ایران هست..شما به ۴تا لات خیابانی فقط توجه کردین..اما به رپرای مفهومی نگاه نکردید..که با محتوا میخونن..شما بزرگانی مثل:بهرام نورایی..علی سورنا..سروش هیچکس…شاهین نجفی…و خیلیا که شعراشون مسائل اجتماعی و هنری و مفهومی و فلسفی و اعتراضی و روشنگرانه است رو نشنیدین؟؟؟در ضمن در موسیقی مدرن و رپ اشعار از خود رپر و خاننده است و شاعر هستن..اما موسیقی پاپ و سنتی و عامپسند شعر یکی دیگه رو..همین نامجو شعر حافط رو میخونه..شعر از خودش نی..برعکس رپرا..هرچند استایلشو قبول دارم..شما پس از بزرگان رپ مفهومی گوش بده و نه به امثال ۴تا لات و یا رقص و ساسی مانکن و اینا..شما بهتره البوم سکوت بهرام و البوم آوار علی سورنا را الان بگیرید گوش بدین تا اگاه بشید..مرسی.

      پاسخ دادن
  3. pourya

    ۰۲/۱۷/۱۳۸۹, ۰۶:۲۳ ب.ظ

    سلام من یکی از عاشقان این ابرانسان هستم
    متن خوبی بود ولی ای کاش نامجو رو رها نکنیم و به نقد و تحلیل اشعارش رو بیاریم که پر از پیچ و خم های حساسه تا ما هم بیشتر بتونیم در بحث شرکت کنیم
    کو کاخ چنا چرا مینا

    پاسخ دادن
  4. احمد طهماسبی

    ۰۶/۰۷/۱۳۸۹, ۱۰:۰۰ ق.ظ

    یکی از آرزوهای من این که یک روز با نامجو دیدار داشته باشم خیلی خود و صداشونو دوست دارام .به امید آن روز

    پاسخ دادن
  5. اشكان

    ۱۲/۱۴/۱۳۸۹, ۰۲:۲۲ ب.ظ

    من بسیاری از کار های آقای نامجو رو می پسندم اما این چیزی که شما نوشتید به طور خلاصه هم می تونستین بنویسین. مثلا بنویسید من نامجد را دوست دارم. من نه بررسی دیدم، نه مثال از کار خاصی از ایشون، نه حتی یک بحث کوچیک راجع به اینکه حالا این ساختارشکنی که شما میفرمایین اصلا خوبه یا بد؟ اصلا آیا خود ساختار شکنی به کار اصالت میده یا فقط میخواستین ساختارشکنی رو ذکر کنید؟ من بیشتر انتقادم به این مقاله است تا شخص نامجو

    پاسخ دادن
  6. محمد گودرزي

    ۰۹/۲۸/۱۳۹۰, ۰۸:۲۰ ب.ظ

    من با موسیقی نامجو عشق بازی میکنم و از طرف دیگران مورد عنایت ویژه قرار می گیرم.
    دوستان داستان درام ما در گوش دادن به موسیقی نامجو به همین جا ختم نمی شود، این عنایات حاکی از سیستم فکری جامعه و نوع نگاه انها به مسائل اعتقادی، سیاسی و … است

    تا که غم زمانه…

    پاسخ دادن
  7. Amir

    ۱۲/۱۰/۱۳۹۰, ۰۵:۳۶ ب.ظ

    سلام به همه ی عاشقان نامجو.من ۱۷ سالمه.۴ساله دارم آهنگای محسن نامجو رو گوش میدم…عاشقشم!دیوونشم!اون با همه فرق می کنه…اسطوره ی زندگیمه…تمام آهنگاشو گوش دادم…نه یه بار نه دو بار هزار بار…!هنوزم گوش میدم…فوق العادست…!تمام حرفاش تو عمق وجودم نفوذ کرده…با آهنگاش به خیلی چیزا فکر کردم که شاید کمتر کسی تو این سن بهشون فکر کنه…حتی یه لحظه هم فراموشش نمی کنم.
    شعرای نامجو یار و همدم روزای تنهاییم بوده و هست و خواهد بود…
    از همتون ممنونم!

    پاسخ دادن
  8. احمد نظری

    ۰۳/۱۲/۱۳۹۳, ۰۲:۱۶ ق.ظ

    نامجو شخصیه که بخاطر نوع متنی که برای خوندن انتخاب میکنه اگر کسی بهش توجه کنه درگیرش میشه .
    خیلی وقتا جملات و کلمات ساده اش یه دنیا معنی و مفهوم توشه که شاید هر کسی برداشت متفاوتی ازشون داشته باشه.
    متاسفانه خیلیا سطحی به کاراش نگاه میکنن و هنوز درکش نکردن.

    پاسخ دادن
  9. آرمین

    ۰۳/۱۷/۱۳۹۳, ۱۲:۰۵ ق.ظ

    حالم از این شخص به هم می خوره. بددهن و بی قواره. آهنگ خوب فقط در سایت
    http://www.vmusic.ir هست والسلام. بی کلام و درست. این موجود که معلوم نیست خلقتش از کجاست فقط بلده حرف های زشت بزنه. شرمسار که هم وطنش هستم. برای طرفدارانش افسوس می خورم که خیلی کانامغز هستند. یک واژه هم از ما یادبگیرید.

    پاسخ دادن
  10. مهرداد

    ۰۵/۰۴/۱۳۹۳, ۰۵:۲۰ ب.ظ

    من واقعا در عجبم شما که با موسیقی مخصوصا راک آشنایی دارین چرا این حرف رو میزنین! فکر نمیکنم کپی کردن آهنگای راک خارجی و نواختن آنها با یه آلت موسیقی دیگه اسمش نوآوری باشه اسمش دزدیه! آهنگای نامجو دو دسته ان یا سنتی کاملا که من خیلی دوسشون دارم یا ک|ی از آهنگای راک مثل نیروانا لد زپلین و خیلی بند های نا آشنای خارجی گه هر کئومشونو یه دوره دوس داشتم ولی بعد |ی بردن به اصل قضیه حسم نسبت به همشون عوض شد!

    پاسخ دادن
  11. سعید

    ۰۸/۱۱/۱۳۹۳, ۰۵:۳۳ ب.ظ

    نمیخوام تزای قلنبه سلنبه بدم یا نظر تخصصی بدم , فقط میگم عاشقتم نامجوو
    بعضی ها هم ک بعید میدونم سر رشته ی خاصی از موسیقی داشته باشن میان و علیه همچین هنرمندی دیدگاه های منفی ارسال میکنن مثل اقای مهرداد ک بنده بهشون توصیه میکنم برن شیش و هشت گوش کنن.

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد