دفتر شعر:بخش اول

, , ۴ دیدگاه

لیلا اکرمی

 

تق و تق… توی خواب ناراحتاسـ/ تکان های توی یک واگن

زندگی در مسیر ناممکن از چراسوت می کشدتا چون

همهمه توی خانه ای خلوت: غژ غژ ِ تخت، قل قل ِ کتری

جیغ در، سوت زودپز، سرفه، گریه ی بچّه توی تلویزیون

سایه ی خانه دار ِ زن محکم به سر ِ گرم ِ مرد چسبیده

ناله ی قاشقی که افتاده وسط داغ تابه ی تفلون

نیستی… دارم اوج می گیرم… و دل تنگ من پر از باد است

تلفن زنگ می خورد یک بار، خبر بد: سقوط یک بالن!

دست در جیب های من بکن و بی خیال همیشه سوت بزن

توی تخت دراز من راحت… و صدای دوباره ی تلفن

به ته ِ خط رسیده ام مثل ِ یک قطار رسیده به مقصد

می روم خرده شیشه جمع کنم ته این شعر را تو امضا کن:

***

حمیده محمدرضاپور

 

«تام و جری»

 

۱

تام هی می دوید دُور اتاق

و جری می دوید دور اتاق

تام هی می دوید دور اتاق

وجری گمشده ست زیر اجاق

 

۲

تام هی می دوید دُور اجاق

و جری پیرمی شود ده سال

تام هی می دوید دوراجاق

وجری گمشده ست در یخچال

 

۳

تام هی می دوید دُور جری

و جری اتفاق در سر داشت

تام هی می دوید دورجری

و جری تک گلوله را برداشت

صورت مرد پخش شد روی ِ

شیشه ی مات روی تلویزیون

زن نشسته مدام می خندد

به پلیس ِ به هیچکس مظنون

 

به سرش می زند که برگردد

قصه اش را دوباره روی نوار

روی یک دایره قدم برداشت

تا رسیدن به نقطه ی تکرار

 

تا دو تا چشم کاملا بسته

و دو تا گونه ی شدیدا ً چاق

یک دم سوخته… و یک کبریت

تام هی می دوید دور ِ اتاق

***

 

 

۴ دیدگاه

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد