ادبیات عامیانه فارسی

, , ۱۳ دیدگاه

تعریف:

 

ادبیات شفاهی هر قوم و ملتی بخش عظیمی از فرهنگ معنوی آن ملت است که سینه به سینه از نسلهای قدیم تا به امروز نقل شده و در گذر زمان حافظ هویت فرهنگی ملتها بوده است. ادبیات عامیانه از فرهنگ عامه یا فرهنگ توده سرچشمه گرفته است. فلکلور در لغت به معنی دانش مردم است و زندگینامه ی یک ملت به شمار می رود. بنابراین با واقعیات زندگی مردم پیوند داردد و بازتاب زندگی اجتماعی وفرهنگی، شیوه کار و تولید آنها، سیر تحولات فکری یک ملت و رفتار و منش و مذهب واعتقادات یک جامعه است. و از آنجا که کشور ما طی قرون گذرگاه قومهای بسیاری بوده صاحب ادبیات عامیانه ای غنی می باشد.

ادبیات عامیانه بیشتر به گونه ی شفاهی (بعضی از این آثار به صورت مکتوب نیز در آمده) از نسل های پیش به ما رسیده و در میان توده مردم رواج دارد.

شامل: مثلها، متلها، معماها، لغزها، چیستانها، دوبیتی ها، فهلویات، تقلید از زبان جانوران، ترانه ها، قصه ها،حکایات راجع به جانوران، تصنیف های عامیانه،رمان های پهلوانی، طومار هایی که در قهوه خانه ها می خواندند، مرثیه، نقالی، شاهنامه خوانی، اشعاری که به مناسبت های مختلف می خواندند، افسانه هایی مانند گوهر شب چراغ، جابلقا و جابلسا، نمایشهای توده مانند تعزیه، خیمه شب بازی، پهلوان کچل، نمایش تقلید، کتابهای تفریحی توده مانند امیر ارسلان، سمک عیار، چهل طوطی،ابومسلم نامه، شنگول و منگول و… که به هر یک به اختصار خواهیم پرداخت.

 

تاریخچه ی گرداوری در ایران و جهان:

 

ادبیات عامیانه تا حدود یک قرن پیش به صورت مکتوب در نیامده بودو در دوره ی رمانتیک آغاز شد. بنا بر اکثر منابع نخستین کسانی که در اروپا به ضبط ادب عامه پرداختند برادران گریم زبان شناسان آلمانی بودند. در اروپای آن زمان دو نگرش نسبت به این کار وجود داشت: رمانتیکها می خواستند با جمع آوری ادبیات عامیانه برای کودکان آنها را با حوادث عجیب و غریب و خیالی آشنا کنند اما ادبای عصر روشنگری اخطار می دادند که این کار کودکان را خیالی احساسی و واقع گریز بار می آورد. در این میان یعقوب و ویلهلم گریم که از رمانتیک های میانه بودند با هدف تحکیم روابط بین خلقهای مختلف آلمان و تشویق و شناخت هویت ملی شروع به گرد آوری این آثار کردند. آثار گرد آوری شده توسط آنان مجموعه ی سه جلدی قصه های خانگی کودکان (حتی امروزه در کشورهای آلمانی زبان تیراژی بالا تر از انجیل دارد)، افسانه های آلمانی، دستور زبان، اسطوره شناسی، ترانه های باستان دانمارک و… است. برادران گریم معتقد بودند که در ادبیات عامیانه روح، تفکر و خصوصیات یک ملت نهفته است بنا بر این بیشتر اصیل و طبیعی است تا ادبیات مدرن و مصنوعی! هم چنین پژوهشگر فولکلوریست روسی ولادیمیر پراپ و هکتور منرو چادویک و نوراکرشا چادویک از دیگر کسانی بودن که در این زمینه بودند که در این زمینه آثار ارزشمندی به جا گذاشته اند. نمونه هایی از توجه به ادب عامه را می توان در گذشته ی ادبیات فارسی دید مثلا نمونه هایی از آیینها در اثار الباقیه ی ابوریحان و تاریخ طبری، بازی ها و رقصها در مروج الذهب مسعودی و شفای ابو علی سینا، مناسک آیینی و فرقه ای در اثار امام محمد غزالی، دیوان البسه ی نظام الدین محمود قاری (متوفی ۸۶۶ق)، دیوان کنز الاشتهاء، عقاید النساء یا کلثوم ننه منسوب به آقا جمال خوانساری. بیشتر قصه های عامیانه ی نقالان بعد از دوره ی صفویه ساخته شد ولی از پیش از دوره ی صفوی نیز کتابهایی مانند سمک عیار، اسکندر نامه، داراب نامه، فیروز شاه نامه و قصه ی حمزه باقی مانده است که بیشتر آنها حماسی اند و در قصه زن نقش مهمی دارد. قهرمان اکثر آنها شاهان و شاهزادگان است جز سمک عیار که فردی عادی و از بین مردم است. پس از دوره ی صفوی کتابهای مقتل (در باب واقعه ی کربلا) و فتوت نامه ها (قصه های جوانمردان) نیز به ادب عامه افزوده شد. اما مطالعه بر ادبیات عامیانه ی فارسی در ایران نخستین بار توسط غربی ها به سه دلیل اغاز شد:کنجکاوی جهان گردان غربی در قرن هفده، منافع انگلیس در هندوستان و این که زبان فارسی در هندوستان هنوز قدرت خود را به عنوان یک زبان میانجی و زبان روشنفکران حفظ کرده بود و هم چنین منافع استراتژیک روسیه در تقویت مطالعات ایرانی؛ این عوامل باعث تقویت مطالعات بر زبان فارسی گشت که با اوستا شناسی شروع شد. در همین حال گرد آوری داستانها و ادب عامه توسط دانشمندانی چون ژوکوفسکی ایران شناس روسی، کریستسن سن مستشرق دانمارکی و هانری ماسه دانشمند فرانسوی آغاز گشت. محمد علی فروغی در وزارت معارف این کار را دنبال کرد. صادق هدایت به احتمال زیاد نخستین نویسنده ای است که نحوه تحقیق و بررسی وحتی روش کار ونحوه ی مراجعه به افراد وتماس و مصاحبه را طی نظم علمی نوشته است. وی با چاپ دو کتاب ارزشمند نیرنگستان و اوسانه به جمع آوری آداب و رسوم و ترانه های محلی مناطق مختلف کشور به طور کامل پرداخت. هم چنین در کتابش طرح علمی برای کاوش در فولکلور یک منطقه ارائه داد. در اوسانه بیشتر موضوع ترانه های محلی یا به قول زنده یاد هدایت گنجینه های ملی است. کتان امثال و حکم دهخدا از دیگر تلاشهایی است که در این زمینه انجام شده است.علی اکبر دهخدا در سلسله مقاله های چرندوپرند و در روزنامه صور اسرافیل به زبان عامیانه توجه خاص دارد. از نویسندگان دیگری که به باورها واصطلاحات عامیانه توجه داشتند می توان از جلال آل احمد، صادق چوبک، غلام حسین ساعدی، صمد بهرنگی و محمد علی جمال زاده نام برد. از نخستین شاعران هم می توان به ایرج میرزا، عشقی، شاملو و اخوان ثالث اشاره کرد. در ادامه تلاشهای انجام شده برای جمع آوری ادبیات عامیانه، فضل الله صبحی مهتدی با همکاری هدایت یک برنامه رادیویی درباره ی قصه آغاز کرد و از شنوندگان خواست مطالب خود را برایش بفرستند.بعدها این کار توسط انجوی شیرازی، دوست نزدیک هدایت،در برنامه ای به نام سفینه فرهنگ مردم ادامه پیدا کرد. در سال ۱۳۳۷ اداره فرهنگ عامه در وزارت فرهنگ و مهر تاسیس شد که در سال ۱۳۴۹ به صورت مرکز ملی پژوهشگاه مردم شناسی و فرهنگ عامه در آمد.از این پس برنامه های رادیویی و مستند زیادی در این زمینه تولید گشت. برای مثال احمد شاملو علاوه بر تهیه و اجرای برنامه رادیویی فرهنگ عامه شروع به جمع آوری ضرب المثل ها، افسانه هاو ترانه های متداول شهرهای مختلف در کتاب کوچه کرد. این پروژه ی عظیم با مرگ او ناتمام ماند وامروز توسط دوستان وهمسرش دنبال می شود.

 

گونه های مختلف ادبیات عامیانه:

 

الف) فهلویات: اشعار عامیانه به گویش های محلی فهلویات یا پهلویات از مهم ترین گونه های ادبیات عامیانه فارسی است. گاه آن قدر معروف شده که در ردیف آثار ملی قرار گرفته مانند: حیدر بابایه سلام، دوبیتی های باباطاهر وترانه های فایز دشتستانی. ویژگی اصلی این اشعار که از دل شاعرانی گم نام بیرون آمده حس قوی موجود در آن است. فهلویات در جنوب ایران به شروه ودر آذربایجان به شهری خوان معروف است. محتوایش معمولا داستان های عشقی، طلب وصال و گله از هجران یار است. بسیاری از این اشعار منطبق بر اوزان عروضی نیست.دوبیتی ورباعی از قالب هایی است که در این زمینه کاربرد دارد. معروف است رودکی وزن رباعی را از آواز کودکی در حال گردو بازی شنیده و استنتاج کرده است!

ترانه های عامیانه شکل دیگری از این گونه ی ادبی است. این تصانیف عاری از پیچیدگی با زبان ساده، لحن عامیانه و واژگان محلی در برگیرنده حالات واندیشه های عوام، عاشقانه، گفت وگو،هجو وشوخی ومطایبه وحکایت است.پاره ای از این ترانه ها در پی یک واقعه تاریخی ساخته شده است مانند عاشق شدن امیر، شکست در جنگ مانند شکست لطفعلی خان در جنگ، تصنیف یا حراره مردم تهران درباره فرار آغا محمدخان قاجار. بسیاری نیز اشعار مذهبی است که در وصف ائمه یا به مناسبت های مذهبی سروده شده اند مانند اشعار سوگواری که تعزیه را هم شامل میشود. هم چنین مطربانی به نام قوال پاره ای از اشعار عامیانه را در کوچه و بازار با آهنگ و رقص میخواندند که تا عصرحاضر باقی مانده است. یک گروه دیگر از ترانه ها اشعار مناسبتی است مانند نوروزی خوانی، ترانه های خاص چهارشنبه و سیزده به در وماه مبارک رمضان، اشعاری برای طلب باران، ترانه هایی برای برکت دادن ترانه هایی خاص مراسم ازدواج وتولد نوزاد که بیشتر نزد زنها رواج داشته است. نمونه ای کهن از آنها در عهد صفوی در عقایدالنسا ثبت شده است. بخش مهم دیگر، ترانه هایی است که مادران برای کودکانشان می خواندند مانند لالایی یا نصیحت وقصه های کوتاه.

ب)چیستان: بسیاری از این چیستان ها که بیشتر برای سرگرمی به کار میرفتند منظوم هستند. به آنها فال گوشک هم می گویند.

ج)ضرب المثل: در پس هر کدام از این ضرب المثل ها حکایتی نهفته که معانی عمیق و گسترده ای را به آنها میدهد. نخستین بار یکی از ادبای قرن یازدهم به نام محمد علی حبله رودی ضرب المثل های فارسی را در کتابی به نام مجمع الامثال گرد آورد وبعد مجموعه ای دیگر به نام جامع التمثیل یا مجمع التمثیل ارائه نمود. همان طور که پیش تر گفته شد فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده از دیگر تلاش هایی است که در این زمینه انجام شده است.

د)روایت های منثور:این دسته بزرگ به سه دسته اصلی زیر تقسیم میشود

۱)اسطوره: اسطوره در جوامع ابتدایی گزارشی حقیقی بوده است از وقایعی که می پنداشتند در گذشته های دور اتفاق افتاده وبا توسل به آنها جواب نادانسته هایشان را می دادند.

۲)افسانه: افسانه ها محل ظهور عوامل متافیزیکی وعناصر غیر طبیعی وخرق عادت است. افسانه ها خود به افسانه های خیالی، افسانه های حقیقی (بیان زندگی عادی با مبالغه)، افسانه های تاریخی، افسانه های مطایبه آمیز(در برگیرنده هزل وشوخی)، قصه های حیوانات و افسانه های رمزگونه.

۳)قصه یا متل ها: این بخش ادبیات عامیانه بیشترین جذابیت را برای مردم داشته اند چرا که می توانند طی قرون، درون خود تغییرات زیادی را بپذیرند. قصه ها موضوعات مختلفی اعم از کمیک، دراماتیک وتفریحی را شامل میشود. این قصه ها معمولا فاقد طرح و زمان و مکان مشخصی است به همین دلیل با روزی روزگاری در شهری دور آغاز می شود! در بخش های آینده ویژگی های این قصه ها به تفضیل شرح داده خواهد شد. هدایت متل های فارسی را از حیث موضوع، تنوع وتازگی در خور معرفی به دنیا می داند ومی گوید عین این قصه ها به زبان های اروپایی هم هست.در نحوه ی ارائه ی این داستان ها سابقه نقالی از کتابت بیشتر است وچون قصه با نقالی پیوند بیشتری دارد دارای قدمت بیشتری است.

 

عناصر قصه های عامیانه:

 

۱)راوی: راوی کسی است که قصه را با استفاده از ابزارهای روایت تعریف می کند ولی نقال بیرون از قصه آن را نقل می کند.

۲)قهرمان: قهرمان این قصه ها موجوداتی تک بعدی اند که فقط برای انجام کارهایی خاص در قصه هستند.شخصیت پردازی وجود ندارد این قهرمانان معمولا یا سیاه یا سفیدند و حد واسط خوب وبد یا خاکستری نیستند. شاهزادگان، درویشان، تهی دستان وحتی حیوانات از مهم ترین قهرمان های موجود در این قصه ها می باشند. ولادیمیر پراپ افراد قصه های عامیانه را شامل هفت تیپ می داند: آدم خبیث، آدم بخشنده،قهرمان(به دو شکل جست وجوگر و قربانی)، اعزام کننده، یاری دهنده(برای پررنگ کردن نقش قهرمان)، شخص مورد جست وجو(معمولا شاهزاده خانم) و قهرمان قلابی. یک تیپ می تواند چند نقش را هم به عهده بگیرد.

۳)کارهایی که چهره های قصه انجام می دهند: از نظر پراپ مهم ترین عامل قصه کارهایی است که توسط تیپ ها انجام می شود. پراپ می گوید مجموعه کارهایی که در قصه انجام می شود محدود است. وی این کارها را کاملا تفکیک کرده و ادعا کرده که درست سی ویکی هستند!

برای فهم بهتر در بخش دیگر به بیان وجوه افتراق این داستان ها با شکل داستان نویسی معاصر می پردازیم.

 

مقایسه قصه های عامیانه با داستان امروز:

 

داستان های فارسی با عنایت به عنصر روایت و زمان به سه دسته قصه های عامیانه فارسی، قصه های ادب کهن فارسی و داستان امروز ایران تقسیم می شوند. وجوه اشتراک این سه دسته وجود روایت که جوهره داستان را می سازد، وجودخلاقیت در داستان و عناصر داستانی مانند پیچیدگی(ابتدا گره افکنی در داستان و سپس گره گشایی) و انواع کشمکش(مثلا عاطفی، ذهنی و جنایی). برای تشخیص هر یک از این سه مرزها وتفاوت های مشخصی وجود دارد. در این فرصت اندک هدف ما بیان وجوه افتراق بین ادبیات عامیانه و داستان امروز است:

۱)رابطه علی ضعیف در ادبیات عامیانه: رابطه علت ومعلولی قوی ای بین اتفاقات قصه یا کارهای افراد قصه وجود ندارد. در قصه حوادث خارق العاده رخ می دهد. ولی در داستان امروز رعایت این مطلب بسیار مهم است.

۲)شخصیت پردازی ضعیف در ادبیات عامیانه: در قصه های ادبیات عامیانه شخصیت پردازی وجود ندارد بلکه قهرمان وضد قهرمان داریم که بیشتر به تیپ نزدیک است تاشخصیت. ولی در داستان نویسی امروز شخصیت ها به جای سیاه یا سفید خاکستری است و برای هر عمل آنها در داستان مقدمه چینی وجود دارد.

۳)توصیف زمان ومکان: توصیف زمان و مکان در داستان امروز اصل است ولی در ادبیات عامیانه نیست به طوری که داستان های مردم کوهستان بیشتر در کوه اتفاق می افتد یا داستان های مردمی که نزدیک دریا زندگی می کنند بیشتر درباره دریا و حوادث ماهی گیری است.

۴)پیام و شیوه ارائه پیام: پیام داستان های ادب عامه اکثرا اخلاقی است و شیوه ی ارائه پیام نیز مستقیم است ولی در داستان امروز پیام اخلاقی دیگر کهنه شده و شیوه ارائه آن هم هر چه زیرپوستی تر باشد بهتر است.

۵)زبان: زبان قصه های عامیانه از نسلی به نسل و از مکانی به مکان دیگر تغییر می کند. معمولا لحن مشخصی ندارد و همه قهرمانان مثل هم حرف می زنند. ولی در داستان امروز سبک نویسنده اهمیت بسیار دارد.

۶)گفت وگو:در داستان های امروز در شخصیت پردازی کاربرد دارد و در خدمت محتواست ولی در ادب عامه همه مثل هم حرف می زنند و سخنان تکرار می شود.

۷)تکرار: در ادبیات عامیانه زیادست مثلا در شنگول ومنگول شخصیتها بارها خود را معرفی می کنند

۸)تک خطی بودن قصه های عامیانه: قصه های عامیانه یک جریان را در یک خط زمانی معین تعریف می کند وبر خلاف داستان های نوین چندصدایی و چند بعدی نیست.

 

ویژگی‌های ادبیات شفاهی (از دیدگاه دکتر محمدجعفر محجوب):

 

خاستگاه: خاستگاه ادبیات عامیانه را نمی‌توان دقیق تعین کرد چون ۱) مرزبندی شهر و استان در گذر تاریخ عوض شده. ۲) پدیده‌ی قصّه‌ها. یعنی قصّه‌ها با سفر و مهاجرت انسان‌ها از سرزمینی به سرزمینی دیگر منتقل شدند.

تکرار: در هر حوزه‌ی تمدّنی بن‌مایه‌یای معینی به طور مداوم تکرار می‌شوند. ایتالو کالوینو، نویسنده‌ی پست‌مدرن ایتالیایی که سال‌ها در زمینه‌ی ادبیات شفاهی تحقیق کرده می‌گوید: فن سنّت شفاهی در ادبیات عامیانه بر تکرارها تأکید دارد مثل وقتی که در قصه اتفاقات مشابهی توسط آدم های مختلف می افتد.مثلا در حوزه ی تمدن ایرانی در قسمت متون روایی موضوعات زیر محوریت دارد:

موفقیت فرزندان کوچکتر وحسادت بقیه

عاشق شدن قهرمان

مبارزه ی مارسفید ومار سیاه

وجود پادشاهی که به رغم پیری فرزند پسری ندارد

وجود درویشی که با دادن میوه ی شفا نازایی زن پادشاه را خوب میکند

حضور پریان در جلد کبوتر و راهنمای قهرمان

یا در دوبیتی ها غربت و بی وفایی یار

سرگرم کنندگی: اکثر اشکال ادبیات عامیانه برای پر کردن اوقات فراغت انسانها به وجود آمده است.یا برای رفع بی کاری پادشاه مانند هزار ویک شب برای هارون الرشید، یا خواندن ترانه های ضمن کارهای سنگین(کارآوا)

زبان: زبان اهل سوق که مردم کوچه و بازار با آن سخن می گویند. جمله ها ساده،کوتاه وگاه بریده بریده است. اغلب در آن واژه ها وگاه فعلها تکرار میشوند. تعبیرها دور از ذهن وپیچیده نیست.

آموزش: یکی از اهداف مهم ادبیات شفاهی آموزش به افراد مختلف از جمله به فرزندان است.

مجهول المؤلف بودن:اصلی ترین مشخصه ادبیات عامیانه است. این قصه ها هرچند گاه مکتوب نیز شده اند اما هیچ گاه شهرتی فراتر از نام قصه نیافته است و نویسنده از بازنویسی اثر به مرحله خلق اثری تازه نرسیده است مانند سمک عیار و…

شکل انتقال: هر نقالی مطابق با آنچه آموخته و جامعه و مناسبات جامعه ی خود شاخ وبرگهایی به آن می افزود. هم چنین دوره به دوره قطعاتی به انها افزوده یا کاسته میشود. اختلاف روایت در متون روایی به سن جنس وشغل راوی ومخاطبان وزمان روایت بستگی دارد.

طنز: از مهم ترین عناصر است چراکه موجب جذابیت واثر گذاری بیشتر میشود.

صورتهای گوناگون ادبیات عامه از آنجا که آفرینندگان آن در تماس دائم با طبیعتند متأثر ومرتبط با طبیعت هستند.

 

۱۳ دیدگاه

  1. فريده

    ۱۲/۱۸/۱۳۸۷, ۱۰:۰۶ ق.ظ

    سلام.سرکار خانم حمیدی من قصد دارم در مورد ضرورت پرداختن با فرهنگ عامه و ادبیات فلکلور در برنامه های رادیویی به منظور حفظ ان پایان نامه ام رو ارایه بدم البته هنوز ابتدای راه هستم در این زمینه اگر بتونید من رو راهنمایی کنید ممنون میشم.(در زمینه ی معرفی منابع معتبر).اگه براتون مقدور بود برام ایمیل کنید.پیشاپیش از لطفتون سپاسگزارم.

    پاسخ دادن
  2. مهدیه

    ۰۷/۰۷/۱۳۸۹, ۰۱:۴۸ ب.ظ

    با سلام و تشکر

    پایان نامه ی من درباره ادبیات عامیانه در اشعار اخوان و شاملو است اگر مطالب مفیدی دارید برام ایمیل کنید لطفا اگر کتابی هم در این باره میشناسید معرفی کنید با سپاس

    پاسخ دادن
  3. احمد طاهر پیمان

    ۰۸/۱۲/۱۳۸۹, ۰۸:۰۷ ق.ظ

    سلام دوستان !
    نبشته ای که شما نشر کرده اید خیلی عالی است. ادبیات عامیانه یا فولکلور یکی از مهمترین بخش های از فرهنگ ماست که ما باید در مورد معلومات داشته باشیم.
    و اگر مطالب دیگری هم در مورد در دست دارید لطفاً برایم ایمیل کنید.
    تشکر.

    پاسخ دادن
  4. مريم

    ۱۰/۰۹/۱۳۸۹, ۰۹:۱۵ ب.ظ

    سلام!با سپاس زیاد از پرداختنتون به موضوعات مهم و فراموش شده ای که درک و دریافتشون حقیقتا ضروریه…من دارم روی پژو هشی کار می کنم که در حال حاضر باید به کنکاش توی قصه های عامیانه ایرانی بپرذازم و در رابطه با تحلیل روانیه اونها مطالعه کنم…اگر در زمینه مرتبط با این موضوع کتابی میشناسید ممنون میشم کمکم کنید!

    پاسخ دادن
  5. پریسا ‍ارزنگ منش

    ۰۹/۰۷/۱۳۹۰, ۱۰:۰۰ ب.ظ

    خانم حیدری با تشکر از مقاله شما بنده برای تحقیقم احتیاج به مطالب ارایه شده شما در این صفحه را دارم اگر برایتان مقدور باشد لطفا مطالب این صفحه را برایم ایمیل کنید . با تشکر

    پاسخ دادن
  6. باران

    ۰۳/۲۴/۱۳۹۱, ۱۲:۰۳ ب.ظ

    تقدیم احترام
    از مقاله ی پربار و زیباتون متشکرم بسیار سودمند بود استفاده کردم.سرکار خانم حمیدی بزرگوار پایان نامه ی من درباره ی بررسی قصه های عامیانه ی صبحی مهتدی و هانس کریستین اندرسن هستش اگه بتونید درین زمینه کمکی به من بکنید ممنون و سپاسگزار خواهم شد از لطف شما.

    پاسخ دادن
  7. شهناز بلوریان

    ۰۴/۱۳/۱۳۹۳, ۰۲:۵۸ ب.ظ

    سرکار خانم حمیدی
    باسلام احترام
    من دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات فارسی هستم ومی خواهم در زمینه تاثیر ادبیات عامیانه بر ادبیات کودک ونوجوان کار کنم .اگر لطف بفرمایید و تعدادی منابع یا چند تن از نویسندگانی که در این زمینه کار میکنند به من معرفی بفرمایید(البته کسانی که برروی آثارشان کار نشده)ممنون میشوم. باتشکر

    پاسخ دادن
  8. مهین حیدری

    ۰۴/۲۵/۱۳۹۵, ۰۹:۵۲ ق.ظ

    باسلام من دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات فارسی هستم برای پایان نامه ام بررسی میزان کاربرد ادبیات عامیانه در شعر کودک ونوجوان اگر لطف کنید کتاب معرفی کنید ویا مطالبی در این مورد کلا راهنمایی کنید سپاسگزارم

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد