خوانش عکسی از هانری کارتیه برسون

, , ۴ دیدگاه

این عکس تنهایی بیرحمانه را نشان می دهد.آن قدر بیرحمانه  و  وحشتناک که شاید دل گربه هم به حال این آدم تنها سوخته و وحشتناکتر این که غیر از این حیوان کسی پیدا نشده برایش دل بسوزاند.در دیدگاه محدود عکس ساختمانها سربه فلک کشیده و استوارند واجازه نگریستن به اطراف را نمی دهند .قاب انتخاب شده برای این عکس ورودی دالان پیشزمینه تاریک آن را پیش روی ما میگذارد و بیننده ازقدم گذاشتن در این دالان که بسیار مخاطره انگیز می نماید هراس دارد.گرچه عنوان این عکس شاید متضمن این برداشت باشد که این تنهایی حاصل وابستگی به پول منی تواند باشد ولی آیا وال استریت این قدر دهشت آور است؟ انتهای دالانی که عکاس با ترکیب بندی منحصر به فردش ایجاد کرده به روشنایی ختم شده است. غافل از اینکه این روشنایی سرآغازی بر تاریکی دیگری است .تاریکی غالب در این عکس به جهتی می تواند نماینده و متناظر پول و سایر ارزشهایی باشد که موجودیت درونی انسان را نادیده گرفته اند.ولی هرچه در عمق عکس پیش می رویم ساختمانها روشنتر به نظر می رسند و در نهایت فضای بسیار کوچکی که به آسمان اختصاص داده شده کمی از تاثرما در هنگام مشاهده عکس می کاهد. حالت نشستن شخص , شکستگی و خمیدگی اندام او تضاد کاملا گویایی با خطوط راست و عمود در عکس دارد.

در این قاب نیویورک به مثابه هزار توی سرگشتگی تصویر شده و خوشا به حال آن گربه که این فضای وسیع و جنگل شهری مکانی باب طبع او برای بازیگوشی و جست و خیز است .فضای عکس نورپردازی و طبیعت خاص آن یادآور فیلمهای پلیسی سیاه یا به عبارتی فیلم نوار می باشد ژانری که دوران پویایی آن مصادف با همان سالهایی است که این عکس برداشته شده. ساختمانها مسکونی نیستند و حروفPANY که صد در صد قسمتی از کلمه COMPANY (به معنی شرکت تجاری) می باشند نشان می دهد در این اماکن صحبت اصلی حول و حوش پول است.

عکاس برای یافتن این زاویه به نظر من زیاد دچار زحمت نشده است چون در شهری مانند نیویورک با آسمانخراشهای معروفش می توان فضاهای جذابی خلق کرد.اوژن میهایسکو کاریکاتوریست تبعیدی رومانیایی که سالهاست در نیویورک اقامت دارد در مورد نیویورک گفته:

زندگی در نیویورک برای من الهام بخش بوده الحاق معماری عجیب و غریب این شهر و مظاهر نابودی انسانیت توسط ماشینیزم توانسته بینش سورئالیستی مرا تغذیه کند.

این عکس به ما نشان میدهد که شهری با ظاهری مدرن و مبتنی بر قواعد نوین معماری تا چه اندازه می تواند فضایی خفقان اور درونش داشته باشد. این عکس از آن دست عکسهایی است که در ان محتوی و فرم پا به پای هم پیش رفته اند و هردو جنبه در ان توسط عکاس برجسته شده اند.

 

درباره هانری کارتیه برسون

 

Henri Cartier-Bresson

 

یکی از بزرگترین عکاسان دوران ما که عکسبرداری را به عنری والا و ارزشمند ارتقا داد توانایی وی در ثبت – لحظه قطعی- و چشمان دقیق و طراح وی  و روشهای خودابداع گرانه اش نظرات و تئوری های وی در باب عکاسی از وی چهره شاخصی در بین فتوژورنالیستها ساخته بود.

او بنیانگذار و رئیس –مگنوم-نخستین آژانس عکاسی در نیویورک و پاریس بود.

در ۱۹۰۸ در شانلو فرانسه متولد شد وی کارش را با یک دوربین ساده ۳در۴ اغاز کرد وی دو سال در پاریس نقاشی خواند همین حساسیت  چشمان برای ترکیب بندی را تقویت کرد.

در ۱۹۳۱ در ۲۲ سالگی مدت یک سال بعنوان شکارچی در بیشه زارهای غرب افریقا سپری کرد به نوعی تب دچار شد و به فرانسه بازگشت و در مارسی اقامت گزید و این بار شیوه جدیدی از عکاسی را از دریچه(ویو فایندر) دوربین ۳۵ م م لایکا تجربه کرد او تمام روز را در خیابان پرسه می زد. این چنین بود که بزرگترین همکاری انسان و ماشین در تاریخ عکاسی آغاز شد. توانایی تجربه و تبحر وی باعث گردید که از دوربین وی به عنوان جایگزین چشم نام برده شود.

در جنگ جهانی دوم به اسارت آلمانها در امد و در تلاش دوم از اردوگاه زندانیان گریخت .

۱۹۴۷ مگنوم را تاسیس کرد او به روسیه چین و هند سفر کرد. کتاب –لحظه قطعی- را ۱۹۵۲منتشر کرد .یکی از اثار معروفش عکسی است که از ویلیام فالکنر گرفت.

در عکاسی کوچکترین چیز می تواند بزرگترین سوزه باشد. این جمله در کتاب –لحظه قطعی- آمده است. از دیگر جملات کتاب: کوچکترین جزئیات وجود بشر می تواند تبدیل به یک موتیف شود.

تمامی عکسهای ارزشمند وی با یک دوربین معمولی ۳۵ م م و عدسی نرمال ۵۰ م م گرفته شده است

 

۴ دیدگاه

  1. مجید معدنچی

    ۱۲/۱۳/۱۳۸۸, ۰۱:۳۷ ق.ظ

    بله گرچه شهرها بزرگ میشن ولی به همان اندازه آدما از هم دور میشن/کلا عکسهای سیاه سفید بدون آمیختگی از رنگ احساسات رو واضح تر بیان می‌کنند

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد