نقد فیلم احضار شدگان
توهمات یک ذهن مرده
هومن نیک فرد
فیلم احضار شدگان فیلمی در ژانر وحشت است. برخلاف نظر خود کارگردان که پس از سکوت تقریباً طولانی این موضع را نسبت به فیلم گرفته که فیلمش ترسناک نیست، بلکه اثریست پر از تعلیق، باید گفت با توجه به ژانر ترسناک و زیرمجموعههای آن، احضار شدگان، یک فیلم در ژانر وحشت به حساب میآید. معیریان در برابر تبلیغات رسانهای، که از این فیلم یک اثر ترسناک نام برده بودند، سکوت کرد و بعد در مصاحبههایش گفت وقتی از اثری بعنوان فیلم ترسناک یاد میکنند، تماشاگر نسبت به آن یکجور موضع میگیرد و با دیدی که قرار است از تماشای صحنهها بترسد وارد سالن سینما میشود؛ اما این فیلم ترسانک نیست، بلکه فیلمیست پر از تعلیق و جذاب.
فیلم ترسناک به سه ژانر فرعی تقسیم میشود: مرموز، فراطبیعی و فوق مرموز. که اگر بخواهیم یک تعریف یک خطی برای هرکدام ارائه دهیم باید بگوییم: مرموز، در آن عامل ترس غافلگیر کننده و حیرت آور اما قابل تبیین “عقلی” است، مثل موجودات فضایی، هیولاهای ساخت علم و یا یک بیمار روانی. که این مورد آخر بیشتر به فیلم یاد شده مربوط است و میشود بعنوان مثال از پارک وی ساختهی فریدون جیرانی یاد کرد. فراطبیعی که در آن عامل وحشت پدیدهای “نامعقول” از جهان ارواح است؛. و در آخر، فوق مرموز که در آن بیننده دائماً در تشخیص دو مورد بالا سرگردان است. اینها ژانرهای فرعی فیلم ترسناک هستند که در مورد احضار شدگان، آخرین ساختهی آرش معیریان، باید دست بگذاریم روی مرموز. البته با ورود دخترک که آدم را یاد فیلم ذهن زیبا میاندازد، تماشاگر با خود میگوید این هم یک بیمار شیزوفرن دیگر! اما در صحنههای بعدی این عامل هم برای غافلگیری ، واقعی -در داستان - از آب در میآید و ادامهی ماجرا. شخصیت روانی و فعل و انفعالاتی که از او شاهدیم ابتدا یک ضد قهرمان است و بعد به یک قهرمان تبدیل میشود و در پایان باز هم سعی شده یک ضد قهرمان ترسیم شود. از چه رو معیریان این فیلم را پرتعلیق شمرده؟ شاید به دلیل کشمکش وهم آلود پیرنگ که به نوعی در آن کارگردان خود میبّرد و میدوزد و مخاطب را با یک سوال (چرا اینجوری شد؟)مواجه میکند. روایت غیر خطی و موسیقی فیلم برای توانبخشی به ژانر وحشت و استفاده از تصاویری مثل ایستادن در برابر آینه با شمایلی ترسناک و خونین، نتوانسته ترس تماشاگر را برانگیزد و در پایان، فیلم با شعار چه دنیای خوبی به پایان میرسد.
این فیلم قرار است از لحاظ اجتماعی بیانیهای صادر کند که قرصهای روانگردان تأثیری مخرب دارند. کارگردان برای به ثمر رسیدن عنصر اتفاق در فیلماش همه چیز را بهخوبی تمام میکند. بر طبق قاعده ای نانوشته فیلمی که از یک نقطهی منفی آغاز شده نمیتواند به پایانی منفی برسد و همینطور سرانجام یک شروع مثبت، نمی تواند مثبت باشد. معمولاً فیلمهای با شروع خوب پایانی بد دارند و همینطور مثل احضارشدگان یک شروع منفی، پایانی مثبت میطلبد؛ و متأسفانه پایان آن دلچسب نبود و بیشتر به شعار میمانست. و البته باز هم مثل دیگر آثار، حدس تماشاگر از روایت فیلم جلوتر بود و میتوانست توهم یک ذهن روانپریش که این خیالات بهوسیلهی قرصهای روانگردان بهوجود آمده بود را کشف کند.
بسیاری از منتقدان، احضار شدگان را سردرگم در ژانر دانستهاند اما باید گفت که معیریان ژانر را خوب شناخته و با توجه به شیوهای که برای روایت انتخاب کرده ذائقهی مخاطب را هم در نظر گرفته است. منتها او نتوانسته فیلمنامه را به بهترین شکل ممکن به تصویر بکشد. برای آنالیز صحنهها همیشه باید سراغ متن و زیرمتن رفت. در این فیلمنامه و فیلمی که از روی آن ساخته شده به چند مورد اینچنینی برمیخوریم. مثلاً در صحنههای ابتدایی وقتی دو برادر زیر آلاچیق با هم حرف میزنند، برشی که در جای دیگر به چهرهی عماد میخورد با آن گریم روان پریش و ترسناک؛ قرار است متنی باشد که در زیرمتنش یک حرف باخود به همراه دارد: توهم عماد، که تحت تأثیر قرص است. اما همین صحنه به نوعی مقدمهچینی خلاصهشدهای هم هست برای پایان فیلم که عماد از کما بیرون میآید. اما مقدمه چینی ضعیف و خلاصه، نتیجهی ضعیف و سطحی ای به همراه دارد، همانطور که در فیلم شاهد بودیم.
معیریان در کارنامهی کاری خود کما، شارلاتان، چپدست و احضار شدگان را دارد. او هر سبک از سینمای عامپسند را تا اینجا تجربه کرده و جالب است بدانید که به پرچمدار بودن سینمای بدنه و ترویج فیلمهایی از نوع شارلاتان افتخار میکند. میدانیم که دغدغهی سینمای عامپسند، کشاندن مخاطب به سینماست. تماشاگری که اینگونه فیلمها را برای تماشا انتخاب میکند، فارغ از دنیای پیرامونش میخواهد پا به سینما بگذارد و از تصاویر رویاپرداز لذت ببرد. شاید بتوان گفت که سینمای عامپسند در شارلاتان تبدیل به یک سینمای جریانساز شد تا جایی که محمد حسن لطیفی پس از کار تلویزیونی صاحبدلان و سینمایی روز سوم به توفیق اجباری رسید و پس از آن طرح فیلمنامه ی دلداده را ارائه داد! این روند سینمای ایران را به کجا خواهد کشاند؟ چرا سینمای ایران باید شاهد ساخت فیلمهایی مثل چارچنگولی باشد؟. آیا صاف کردن جاده برای رژه رفتن فیلمهای سخیف و مبتذل افتخار کردن دارد؟این پرسشی ایت که می شود از معیریان داشت.
اینها را برشمردیم تا این پرسش را طرح کنیم: چرا معیریان که مدعیست مخاطب را خوب میشناسد دست به ساخت این فیلم زده که توفیقی هم در گیشه نداشته است؟ چرا به سراغ فیلمهایی از نوع چپ دست نرفته یا خیلی قبلتر از آن، کما؟
احمد طالبی نژاد در مقاله ای، آثار سینمای ایران و جهان را به لحاظ موقعیت و جایگاه فرهنگی و اقتصادی به سه دسته تقسیم کرده است. در گروه اول فیلمهایی که به قصد سرگرمی مخاطبان و چرخش اقتصادی صنعت سینما ساخته میشوند. گروه دوم هم فیلمهایی که جذابیت عامپسند دارند و رابطی بین مخاطب خاص و عاماند. (این فیلمها در جهت ارتقا بخشیدن به سلیقهی مخاطب ساخته میشوند.) و در گروه سوم فیلمهایی قرار دارند که عرضه کنندهی هنر متعالی سینما هستند و مخاطبانی فرهنگی و اندک به تماشایش مینشینند. این گروه سوم از قول طالبی نژاد: ” در واقع زمینهساز پیدایش بدعتها و بدایع سینماییاند.”
با توجه به این تقسیم بندی، احضارشدگان فیلمیست که هم جذابیت عامه پسندانه دارد و هم در صدد ارتقا بخشیدن به سلیقهی مخاطب برمیآید. با نگاهی به کارنامهی معیریان متوجه این مسأله میشویم که در این کار آخر، او دغدغهی گیشه نداشته و فیلمی ساخته تا تواناییهای خود را بیازماید.
به هرحال احضارشدگان فیلم تحسین برانگیزی نیست و کارگردان تنوع طلبش حتماً بعد از این کار فیلمی خواهد ساخت متفاوتتر؛ و امیدواریم که سیر صعودی را طی کند نه نزولی.
این نوشته را به بالاترین بفرستید :
این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید



احضارشدگان به حق فیلمی غیر قابل پیش بینی و بالاتر از سطح کیفی خیلی از فیلمهای حال حاضر است…
در میان سینمای یکنواخت و تکراری احضار شدگان آرش معیریان میدرخشد.
استفاده خوب از نور رنگ موسیقی و افکت به همراهی بازی های یکدست باعث شده تا این فیلم هرچه بیشتر تاثیر خود را بر مخاطب فهیم بگذارد.
البته تماشاگر سطحی نگر که عادت به فیلمهای سطحی و سرگرم کننده دارد شاید از درک آن عاجز باشد…
نقد شما دوست عزیز هم خواندنی و دقیق است…
فیلم احضار شدگان را از سیستم شبکه خانگی تهیه کردم..آرش معیریان اینبار به جای استفاده از ستاره های سینمایی از ستاره های تلویزیونی استفاده کرده و باید بگم ایده فیلم جالب بود اما پرداخت چندان خوبی نداشت. روایت داستان معمولی بود.فیلمبرداری و بازی ها با تلاش نشان دادن قوی و متفاوت بودن باز هم معمولی بود.بازی ها در سطح بود وعمق چندانی نداشت و همه چیز فیلم علیرغم تلاش کارگردان برای بالا بردن سطح فیلم در سطح معمولی قرار داشت در هر حال کوشش کارگردان برای ساخت چنین فیلمی قابل ستایش بود اما ای کاش تو داستان فیلم بیشتر کار می شد و عنصر قابل حدس بودن داستان انقدر تو ذوق نمی زد.از مردن شخصیت ها و اتفاقات گاه بی سر و ته چندان غافلگیر نشدیم چون همه چیز تا اندازه ای قابل حدس بود و البته مقدار زیادی گیج کننده و باید بگم فیلم جاهایی خیلی شبیه فیلم هالیوودی (The House بود و مطمئنم نویسنده اثر این فیلم را دیده و تو فیلمنامه خودش گنجانده
به هر حال در کل باید بگم یک فیلم نه قوی و نه ضعیف …یک فیلم کاملا عادی