ایبسن فمینیست

, , ۴ دیدگاه

 در این مجال کوتاه قصد دارم به تفکرات ایبسن ، نمایشنامه نویس شهیر نروژی ،درباره ی زن و مساله ی آزادی او بپردازم . نمی دانم که آیا لازم است که این را بگویم یا که خیر ولی: برای فهم دقیق فمینیسم بایست به کتاب ارزشمند « دانشنامه سیاسی » اثر داریوش آشوری ، انتشارات مروارید و فرهنگ اندیشه انتقادی ، ویراسته ی پیام یزدانجو ، نشر مرکز، مراجعه کرد . همچنین جلد هشتم از « تاریخ فلسفه ی فردریک کاپلستون » که از بنتام تا راسل را در بر می گیرد حاوی مطالب خوب و مفیدی است درباره ی آرا و افکار « جان استوارت میل » اولین ( ؟ )  فیلسوفی که به آزادی زنان می پردازد . و همینطور برای اطلاع از از زندگی و آثار ایبسن کتاب فوق العاده ی « دشمن مردم و ایبسن آشوبگرای»موجود است  . کتاب را مرحوم استاد امیر حسین آریان پور به رشته ی تحریر در آورده است که شامل دو قسمت می باشد  : قسمت اول با نام ایبسن آشوب گرای که تحقیق جامع و کاملی است پیرامون زندگی ، آثار و تفکرات ایبسن و قسمت دوم ترجمه ایست از نمایشنامه ی دشمن مردم  که هزار بار بهتر و پاکیزه تر از ترجمه ی مرحوم جمالزاده از همین نمایشنامه می باشد . این کتاب در انتشاراتی گستره در آمده است .

 اما ایبسن که استاد او را آشوب گرا معرفی می کند با نمایشنامه هایش به جنگ با اجتماع کهنه و آداب و سنن آن می رود  که در این میان مسئله زن نیز می تواند موضوع جالبی برای این جنگ باشد . مهمترین نمایشنامه های ایبسن در این مورد « خانه عروسک » و « بانوی دریایی » می باشد که از بین این دو خانه ی عروسک آوازه اش از همان  دوره ها عالمگیر می شود . 

« نورا زن جوان و پر نشاطی است که برای نجات شوهر خود ، هلمر از یک بیماری سخت و خطرناک و تحصیل مخارج او ، پنهانی از شوهر ، امضای پدر خود را برای گرفتن وامی ، جعل می کند . زیرا وام دهنده امضای پدر نورا را می خواهد ولی پدر در بستر مرگ است .

کروگستاد ( وام دهنده ) کارمند بانکی است که مدیریت آن بر عهده ی هلمر واگذار شده است و هلمر با آشنایی به ذات خبیث کروگستاد در صدد اخراج او از بانک بر آمده است . کروگستاد پس از اطلاع از این موضوع به نورا اخطار می کند که نزد هلمر وساطت کرده و نگذارد از بانک اخراجش کنند و الا قصه ی وام گرفتن  و جعل امضا فاش خواهد شد . هلمر بی خبر از همه جا خواهش نورا را رد می کند و نورا از ترس فاش شدن این راز و بی آبرویی و رسوایی تصمیم به خودکشی می گیرد . در همان حین که نورا برای غرق کردن خود در دریا عازم بیرون رفتن از خانه است نامه ی کروگستاد می رسد و هلمر از قضایا با خبر می شود. نورا که در گذشته تا پای جان برای نجات شوهر مجاهدت کرده است متوقع است که شوهر در مقابل جان فشانی های او گناه را به گردن بگیرد ( او برای بازپرداخت وام به کار سخت و طاقت فرسایی مشغول بود ) و به این ترتیب فداکاری های او را جبران کند ولی هلمر خودخواه او را به باد ملامت و توبیخ می گیرد و اندیشه ی شهرت و اعتبار خود را دارد و برای حفظ آن حاضر است هر مبلغی را که لازم باشد به کروگستاد به عنوان حق السکوت بدهد . اما نامه ی دیگری به انضمام سند جعلی از طرف کروگستاد می رسد و مسیر حوادث را عوض می کند . در این نامه کروگستاد به سبب تغییری که در زندگی اش پدید آمده ( او قبلا ً عاشق خانم لیند دوست نورا بود که در این جریانات لیند حاضر می شود تا با کروگستاد ازدواج کند به شرطی که او دست از سر نورا بردارد . ) از تهدید کردن نورا صرف نظر کرده است . هلمر وقتی نامه را می خواهد و سند را در تصرف خویش می بیند با کمال خود خواهی فریاد می کشد که : نجات یافتم . ملاحظه ی این همه خود خواهی برای نورا دردناک است زیرا متوجه می شود که شوهرش احساسات درونی او را درک نکرده است و متأسّف  می شود که چرا آنچه را که هلمر بنا به سنن اجتماعی و آرا و عقاید قراردادی از او توقع داشته است را بدون چون و چرا و با کمال گرمی و صفا پذیرفته و انجام داده است . تحول عمیقی در روحیه ی او پدید می آید . تصمیم می گیرد که از شوهر خود جدا شود و بار زندگی را به تنهایی و بدون اتکای به هلمر به دوش بگیرد تا آبدیده شود و زنجیر مقرراتی را که دیگران بنا به حفظ  منافع و مصالح شخصی خود برای او وضع کرده اند ، بگسلد . از این رو شوهری که سالها با او زندگی می کرده و از او سه فرزند به بار آورده به نظرش مردی غریبه و اجنبی می آید و در دل شب خانه و زندگی را ترک می گوید . » [۱]

نورا نماینده ی زنهای معاصرش است که زیر بار تحکم بی چون و چرای همسران خود زندگی می کنند و ایبسن به خوبی از تجزیه و تحلیل زندگی آنها بر آمده است .  ایبسن در این نمایشنامه برای بار نخست اندیشه ی اجتماعی خود را به صراحت ابراز می کند . نظر خاصی به زن و انقلاب او ندارد ؛ تنها زن را به عنوان بخشی از بشریت رنجور مورد بحث قرار می دهد . او با جان استوارت میل موافق نیست و به نظرش « سراسر آن کتاب ( منظور رقیت زنان اثر میل ) القا آت  خانم میل است . » [۲]  ایبسن زنان پس از انقلاب صنعتی را زنانی می داند که ارزش خود را باخته و به صورت عروسک های بی عقل و اراده ای در آمده و انگل مردان شده اند . در جامعه ی صنعتی آن عصر دو گونه ملاک اخلاقی حکمفرماست  : ملاک مردانه و ملاک زنانه .

مردان از یک طرف می خواهند که زنان ملاک اخلاقی خود را حفظ کنند و همان موجودات لطیف و عفیف خانگی باشند و از طرف دیگر زنان را در میان خود ، در جامعه بزرگ می یابند و ناچار با ملاک اخلاقی صد در صد مردانه جامعه میسنجند و چون آنان را با خود برابر نمی بینند با تحقیر به آنان می نگرند . از این روی زن انقلابی جدید باید هم زن لطیف و عفیف باشد و هم مرد خشن و بی بند و بار و به همین جهت دچار سرگردانی و شوریدگی و پریشان حالی می شود . ایبسن البته در بند شوریدگی زن نو نیست . مطلوب او جدالی است با جامعه ، با اکثریت و با سنتها . جامعه متمدن محکوم سنن مردانه است پس باید به جنس مرد تاخت و از زن لگام گسیخته ی نو دفاع کرد . باید سرگذشت زن نو  ، را با نام خانه ی عروسک نوشت : نورا ، زن نو و انقلابی نمی خواهد عروسک مردی بیگانه باشد . [۳]

البته ایبسن در اکثر نوشته هایش ، خوانندگان را به گسیختن بندها و مبارزه با سنتها و قوانین فرا می خواند . در نظر ایبسن آزادی یعنی آزاد شدن از همه ی قیود و مقررات . زنان مخلوق ایبسن چون به حقوق خود پی می برند آزادی را در ترک خانه و خانواده می یابند و نمی توانند بپذیرند تکفل وظایف زناشویی منافی آزادی نیست .

اما بانوی دریایی ( که البته در شمار نمایشنامه های اجتماعی ایبسن نیست ) آمیزه ایست از روان شناسی و عرفان و تخیل شاعرانه ، که در بر گیرنده ی یکی دیگر از مشغله های ذهنی ایبسن است : عمل ِ آدمی تنها زمانی ارزشمند و منطقی است که بر خاسته از اراده ی خودش باشد .

در این نمایشنامه : الیدا وانگل که همسر دوم دکتر وانگل است ، کششی وهم گونه به دریا دارد و از این رو دچار نوعی بیماری روانی است . مشخص می شود که او در قبل نامزدی داشته که بسیار تحت تاثیر او بوده است و هنوز این تاثیر ادامه دارد . او فکر می کند که نامزد قبلی مرده است ، اما او بر می گردد و حکم می کند که زن بایستی طی قراری او را ببیند و با او بیاید . دکتر مخالفت می کند و با تحکم نمی خواهد بگذارد که زن به سر قرار برود . اما زن می خواهد که خود انتخاب کند . ماجراهایی اتفاق می افتد که در این بین دکتر زن را آزاد می گذارد که خود تصمیم بگیرد . زن به سر قرار می رود و به نامزد سابق می گوید که نمی خواهد با او بیاید و به زندگی اش با دکتر ادامه خواهد داد .

البته مضمون این نمایشنامه رشد فکری و روحی الیدا است که زن عاطل و بیکاره ایست که هیچ مشغله ای برای پر کردن زندگی خود ندارد . او از محدودیت های دکتر ، که برای وظایف زنانه ی او قایل شده است ، رنج می برد . این محدودیت ها رسیدگی به فرزندان دکتر ( که از ازدواج قبلی هستند ) و رسیدگی به کانون خانوادگی است . بالاخره در انتها دکتر در می یابد که باید این محدودیتها را از میان بردارد . به این ترتیب وقتی الیدا حق انتخاب را با خود می بیند دیگر به نامزد قبلی خود کششی احساس نمی کند و به سوی وظایف خود بر می گردد و دیگر میلی هم به دریا ندارد . بانوی دریایی معالجه ی روانی شده است . این جا است که می گویند ایبسن نیز روانشناسی قهار می باشد .

پس ایبسن بدون اینکه مدافع جریان رایج فمینیستی در دوران خود باشد از جریان آزادی زنان دفاع می کند . ولی نقش زن در آثار ایبسن فقط محدود به اینها نمی شود . در نمایشنامه « وقتی ما مردگان سر برداریم » این یک زن است که الهام بخش استاد روبک پیکر تراش می شود تا او بتواند نهایت هنر خود در پیکر تراشی را که نشان دادن رستاخیز است ، ارائه کند . ( چه تصویر قشنگی : ارائه دادن رستاخیز با نقش یک زن ) در نمایشنامه ی روسمرسهولم ، این همسر اول جان روسمر است ( این شخصیت در پیش از شروع نمایشنامه خودکشی کرده است ) که کنار می رود تا ربکا بتواند سر و سامانی به روسمرسهولم بدهد ( کاری که خود زن اول نمی توانست انجام دهد ) و بعد البته سر و سامانی هم به خود جان روسمر . و البته حضور او در جای جای صحنه ها حس می شود ، بدون این که خود کاراکتر حضور داشته باشد و در پایان هم تاثیر خود را می گذارد .

همه ی این مسائل باعث می شود که ما ایبسن را فمینیست بدانیم . و خدمات او را به جریان آزادی زنان هیچگاه فراموش نکنیم .                                                                                      


[۱]  خلاصه از روی ترجمه ی دکتر مهدی فروغ نوشته شده است .

[۲]  دشمن مردم و ایبسن آشوب گرای ص ۴۷

[۳]  همان

 

۴ دیدگاه

  1. v-s-c-z

    ۰۲/۱۴/۱۳۹۱, ۰۵:۲۰ ق.ظ

    خیلی جالب و تاثیر گزار بود لطفا درباره هنری جیمز و نمایشنامه وارثه او هم متنی بذارین که فیلمش هم با بازی اولیویا دو هاویلاند نمایش داده شده است

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد