ده برداشت از مسعود کیمیایی

برداشت اول

 

 دوستانی دور میز ضیافت نشسته اند. گویی این بار هم ماطاووس برای‌شان آبجو روی سفره گذاشته، اما پرده‌های مغازه را کیپ کشیده. دوستان همه با بنز و موبایل می‌رسند (آن روزها موبایل کم‌یاب بود و نشانه‌ی نوکیسه‌گی به شمار می رفت، یادتان که هست). ماطاووس ناظر تاریخ است؛ پشت پیشخوان تمام روزها را مرور کرده از اسم این خیابان که عوض می‌شود (و در نمایش تلویزیونی فیلم این قطعه نشان داده نمی شود) تا شیشه‌های مغازه که بازسازی شدند. چه کسانی شیشه‌ها را شکستند؟ ماطاووس آن‌ها را خوب می‌شناسد و می‌شناخت.…می‌رسیم به جایی که علی (فریبرز عرب‌نیا) در مقابل چشمان حیرت‌زده‌ی دوستان، کارت شناسایی‌اش را برای مامور پلیس رو می‌کند و کلتش را روی میز می‌گذارد. در نسخه‌ی سانسورشده‌ی گوزنها هم قدرت کلت را کنار گلدان گذاشت. چند نفر این نسخه‌ی بدلی را دیده‌اند؟به نظر می‌رسد علی یزدانی مامور اطلاعاتی است…

 

برداشت دوم

 

 ابولقاسم طالبی در هفته‌نامه‌ی «سینما ویدئو» با کیمیایی مصاحبه می‌کند؛ از او تقدیر می‌کند برای ضیافت. کیمیایی را به شکل عجیبی می‌ستاید. همان‌جا کیمیایی داستان چند پسر را می‌گوید که ماشین مدل بالایی را یک روز به دست می‌آورند؛ قصه‌ای که بعدها شد مرسدس. چه نسبتی بین طالبی و کیمیایی بود؟ هیچ. طالبی به‌شدت و به‌وضوح از حامیان جناحی بود که اصلاح‌طلبان به آن جناح راست افراطی می‌گفتند. در زمان وزارت ارشاد میرسلیم هنگام اکران ردپای گرگ عکس‌های کیمیایی را در بیل‌بوردهای تبلیغاتی فیلم در سراسر تهران سیاه کرده بودند و روزنامه معروف و مهم راستی‌ها از کیمیایی چهره‌ای به‌شدت ضد انقلابی ترسیم می‌کرد و حتی اظهارات ضد حکومتی او را در مهمانی‌های خصوصی نقل می‌نمود.

 

برداشت سوم

 

 چند نفر نشسته‌اند و درباره برج‌سازی سخن‌های پرطمطراق سر می‌دهند. سلطان وسط اتوبان داد بیدادی سر می‌دهد. خانه‌اش را خراب کرده‌اند. شهرداری را مسئول می‌داند. کمی بعد شهردار تهران محاکمه می‌شود. پخش جلسه‌های این محاکمه از پربیننده‌ترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران است… یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ مشغول نطق انتخاباتی‌اش است. به‌شدت از این‌که برج‌سازیها منظره‌ی شهر را مخدوش کرده شاکی است و تاکید دارد که باید دوباره رو به سوی معماری اصیل ایرانی و اسلامی برگردانیم.

 

برداشت چهارم

 

خیلی‌ها که نمی‌دانستند فهمیدند کیمیایی همسر گوگوش است یا برعکس. گوگوش به کمک هدایت فیلم (برادران شایسته که آن روزها ریش داشتند) از ایران خارج می‌شود. ماجراهای بعدی را خیلی‌ها می‌دانند. کیمیایی هم می‌رود کوبا! رمان بی‌نظیر جسدهای شیشه‌ای را می‌نویسد؛ سراسر خفقان و توصیف شکنجه. کیمیایی داستان چند دهه قبل را می‌گوید! از پرویز صیاد انتقام جانانه‌ای میگیرد؛ به تلافی نمایش سینما رکس که کیمیایی را آدمی فرصت‌طلب و… تصویر کرده بود. کیمیایی بعد از انقلاب مدیر شبکه دوم تلویزیون شد.

 

برداشت پنجم

 

 کیمیایی به رییس‌جمهور خاتمی نامه‌ای می‌نویسد. می‌خواهد اجازه خروج فرزندش را که سربازی نرفته بگیرد. بعدتر پسرش توی سربازهای جمعه نقش سرباز را خوب بازمی‌آفریند و مدام  از سیاسی بودن و فرار از مملکت و… حرف می‌زند.

 

برداشت ششم

 

کیمیایی بالاخره برمی‌گردد و فیلم‌هایی را که قرار بود برای هدایت فیلم در کوبا و آمریکا بسازد نمی‌سازد و حاصل این دوری همان رمان جسدهای شیشه‌ای است.

 

برداشت هفتم

 

جوان‌های اعتراض مدام حرف‌های قلنبه‌سلنبه می‌زنند. موضع فیلم گنگ است؛ سرگیجه‌ی مطلق است. سکانس خروس‌جنگی عالی است. افتتاحیه فیلم شاهکار است. مهدی فتحی بلندترین فصل بازیگری‌اش را می‌سراید. داریوش ارجمند برخلاف همیشه دوست‌داشتنی است انگار این‌جا برایش مجال تملق نیست. آتش زدن کتابفروشی تصویر می‌شود. کارگردان آگاهانه و نه لزوما به خواست خود، عوامل فشار را قشر لمپن و چاقو کش معرفی می‌کند. جلوی دانشگاه چند تا آدم خپل با لباس سیاه توی سر بچه‌های مردم می‌زنند. قیافه‌های‌شان کاریکاتوری است و ما به ازای بیرونی ندارد. چه خبر بود توی این کوچه علی چپ!!؟

 

برداشت هشتم

 

کیمیایی گفته که توسط باند اطلاعاتی سعید امامی تحت فشار بوده. گوگوش هم آن ور آب گفته چه باند مخوفی او را همراهی می‌کردند ولی از کیمیایی چیزی نمی‌گوید. طرف دیگر ماجرای کنسرت‌های گوگوش که شبکه تلویزیونی دارد چیزهای تکان‌دهنده‌ای از  مسعود کیمیایی می‌گوید اما گاهی حرف‌هایش با هم نمی‌خواند. چهره کیمیایی به شکل وحشتناکی ترسیم می‌شود. نمی توان آن حرف‌های غرض‌ورزانه را تایید یا تکذیب کرد. اما دو روز بعد مهرداد آسمانی در مصاحبه‌ای به صراحت اعلام می‌کند خانم گوگوش مدتی است از کیمیایی تقاضای طلاق کرده و به‌زودی جدا خواهند شد.

 

برداشت نهم

 

کیمیایی سربازهای جمعه را می‌سازد. خیلی‌ها باز هم فیلم را نمی‌پسندند… آشکارا مشخص بود کیمیایی فرصت بیش‌تری داشته تا حرف‌های مهم‌تری از چاقو بزند. تیم حرفه‌ای‌تری در کنارش بوده؛ فیلم‌برداری و تدوین و تیتراژ و موسیقی فوق‌العاده و… سیاوش شاملو را به بازی گرفت تا نسل روشنفکر را به نمایش بگذارد. مرگ او را چون قتل‌های زنجیره‌ای تصویر کرد اما هیچکس به این اشاره‌ای نکرد و همه مرگ استاد را به حسادت عشقی و جنون‌آمیز مسئول سلف سرویس دانشگاه ربط دادند و کسی نپرسید چرا آن همه کاغذ و پوشه و پرونده وسط آن اتاق ولو بود. تصویر پایانی سربازهای جمعه را دوباره باید دید.

 

برداشت دهم

 

 جایی از حکم رضا معروفی می‌گوید: جایی از زندگی‌ام به قدرت پیوند خورد و هنوز دارم تاوان آنرا پس می‌دهم.

 

کیمیایی فیلم‌ساز بزرگی است و سکانس‌ها و شخصیت‌های به‌یادماندنی بیش از هر کارگردان دیگری درسینمای ایران به یادگار گذاشته. حکم فارغ از هر سفارش و گوشه چشمی ساخته شد. فیلم خود خود کیمیایی است.

 


 

صحنه‌ی آخر

 

آسانسور از طبقه‌های هتل هیلتون سابق بالا می‌رود. دو فیلم‌ساز به قرار ناشناخته‌ای می‌روند. یکی موهای سفید و سبیل سفید و پرپشت و دیگری ریش انبوه سیاه. یکی حکم می‌خواند و آن یکی نمی‌خواند.

 

 همه چیز فید می شود به سیاهی

 

صدایی از توی سیاهی می‌آید: رییس هیچ وقت نمی‌میره!

فیلم‌ساز دست به کلاهش می‌برد تا آن را قدری بالاتر بگذارد.

 

۵۰ دیدگاه

  1. راونا دهلران

    ۱۱/۲۴/۱۳۸۷, ۱۱:۵۹ ب.ظ

    بندها یه کمی ،خیلی جا به جا است…

    آقای کیمیایی ۲ تا حرف جالب زدند،که به برداشت ۴ و ۸ شما مربوط می شه:
    نقل به مضمونه:
    ۱٫اون کسی که این ماجرا رو تو روزنامه ها راه انداخت، و شایعه کرد،خودش از این شایعه ها و تبعاتش تعجب کرد….(تقریبا تحریف کردم،چون یادم نبود)
    ۲٫ یه روزی می گم که بر من چه گذشت(در سرمای کوبا و..)

    پولاد تک پسره، ۷ مرداد سال ۷۹ هم آقای کیمیایی ۶۰ ساله شد،پس پولاد به سهولت معاف می شد.واسه همین هم دیرتر به کانادا رفت،احتمالا اون نامه تو زود صادر شدن پاسپورت موثر بوده…

    یکی دیگه هم بود که یادم رفت، می گردم،این مصاحبه ها رو پیدا می کنم و دوباره سر می زنم…
    موفق باشید

    پاسخ دادن
  2. shabnam

    ۰۱/۰۵/۱۳۸۸, ۱۲:۰۲ ب.ظ

    nemidunam cheghadr az nazdik mishnasish … ama ina nist … kash y ruzi mishod k bege chejuri mishe adam havasesh male khodesh nabashe … khub mishnasamesh behtar az pesaresh va b jorat migam tamame omr salamato pakize zendegi karde … unghadri k hich kas nemitune tasavor kone…are

    پاسخ دادن
  3. داریوش

    ۰۷/۲۳/۱۳۸۸, ۰۱:۳۶ ب.ظ

    دیگرمثل کیمیایی بدنیانخواهدآمد
    ازدیدمن کیمیایی سالهاست که وجودنداردشایدچون پیرشده دست به عصاحرکت میکندشایدهم پولادش راقبلا نداشته است

    پاسخ دادن
  4. کیومرث

    ۰۸/۱۹/۱۳۸۸, ۰۳:۰۱ ب.ظ

    من پختگی و متانت و سیاسی شدن الهه زیبایی ایران ودختر اهورامزدای تاجیکستان را از تاثیرات زندگی با اقای کیمیایی می دانم

    پاسخ دادن
  5. mehdi pourbasirat

    ۰۹/۰۸/۱۳۸۸, ۰۱:۴۵ ب.ظ

    فیلم محاکمه در زندان کیمیایی رو دیدم البته توفیق اجباری بود که فیلم رو دیدم چون اشتباهی یه سالن

    دیگه رفتم برای دین فیلم نیش زنبور رفتم سینما. به هر حال به اتفاق همسرم فیلم رو تماشا کردیم اما

    با اینکه با دقت فیلم رو تماشا کردیم بعد از اتمام نمایش فیلم بیشتر تماشاچیان معترض بودند چون فیلم

    محتوای اصلیش مشخص نبود و بلاخره مشخص نشدکه پایان فیلم چی شد؟ آیا مرجان مجرم بود یا

    متهم؟ با اینکه در مورد فیلم تحلیل کردیم اما باز به یه نتیجه کلی نرسیدیم کاش پایان فیلم بهتر بود……

    پاسخ دادن
  6. mehdi pourbasirat

    ۰۹/۰۸/۱۳۸۸, ۰۱:۴۶ ب.ظ

    فیلم محاکمه در زندان کیمیایی رو دیدم البته توفیق اجباری بود که فیلم رو دیدم چون اشتباهی یه سالن

    دیگه رفتم برای دیدن فیلم نیش زنبور رفتم سینما. به هر حال به اتفاق همسرم فیلم رو تماشا کردیم اما

    با اینکه با دقت فیلم رو تماشا کردیم بعد از اتمام نمایش فیلم بیشتر تماشاچیان معترض بودند چون فیلم

    محتوای اصلیش مشخص نبود و بلاخره مشخص نشدکه پایان فیلم چی شد؟ آیا مرجان مجرم بود یا

    متهم؟ با اینکه در مورد فیلم تحلیل کردیم اما باز به یه نتیجه کلی نرسیدیم کاش پایان فیلم بهتر بود……

    پاسخ دادن
  7. حسام

    ۰۹/۲۴/۱۳۸۸, ۱۲:۳۹ ب.ظ

    چرا در بیوگرافی کیمیایی از همسر اولش سخن به میان نمی اورند به یاد دارم همان سالی که گوگوش نازنین وبهروز با یکدیگر ازدواج کردند کیمیایی با همسر دومش که یک خواننده بود و اصلا زیبا نبود ازدواج کرد در حالی که یک دختر به نام گیلدا داشت

    پاسخ دادن
  8. meysam hosseini

    ۱۱/۰۷/۱۳۸۸, ۰۷:۰۵ ب.ظ

    کیمیایی نیاز به شناخت نداره……چون به قول خودش می شناسیمش
    اما باور نکردیم چی میگه………چون آخر فیلماشو خودمون می خوایم کامل کنیم در حالی کامل کامله
    کیمیایی میگه تا بدونیم……..اما حیف ما خودمون میزنیم به نادونی

    درد من حصار برکه نیست؛درد زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده(علی شریعتی)

    پاسخ دادن
  9. morteza azarnia

    ۱۱/۲۶/۱۳۸۸, ۰۷:۰۵ ب.ظ

    کارگردان برتر تاریخ سینمای ایران.کیمیایی_مهرجویی_علی حاتمی_بیضایی_کیا رستمی_حاتمی کیا_اصغر فرهادی… البته پولاد هیچوقت نتونست جایگزین مناسبی واسه بهروز وثوق باشه.

    پاسخ دادن
  10. siavash

    ۰۱/۲۲/۱۳۸۹, ۱۲:۳۳ ب.ظ

    salam
    mikhastam dar defa az masoud kimiai benevisam ama didam adame be in bozorgi niaz be defae man nadare
    chon kheili bozorgtar az ounieke fekr mikonim faghat kafie YEK BAR sare kelasesh beshini ta khodet bebini

    پاسخ دادن
  11. محمدرضا

    ۰۶/۰۹/۱۳۸۹, ۰۹:۱۵ ق.ظ

    کیمیائی تو گوزنها میگه : وقتی رفتی نفهمیدم کی رفته حالا که اومدی میفهمم کی اومده
    رفاقت و تاوان دادن پای عشق ، رفیق و ناموس سه پدیده ای که امروزی ها و خیلی هائی که ادعا میکنن و دوست دارن نشون بدند که مدرن شده اند از بین رفته میخوانندشون فقط با سینمای کیمیائی معنی داره . با مسعود کیمیائی عاشق شدیم و عشق کردیم . زنده باد سید ، زنده باد قدرت ، زنده باد قیصر و زنده باد مسعود کیمیائی

    پاسخ دادن
  12. mamad

    ۰۷/۱۷/۱۳۸۹, ۰۷:۳۲ ق.ظ

    faghat badiish ine ke .. badiye kimiyayi na haa on ke kheeili khobe.. badiye ghaziye ine ke ye mosht magas doresh jam mishan ( tebghe sonat ) badam ke ye gohi mishan az sadaghe sare kimiyayi … khodeshono migiran dar hade maaaarg ..
    daawsh refaghat tatile in rooza ..ekhtiari nist be in zendegi ..

    پاسخ دادن
  13. mahmoud

    ۰۱/۰۳/۱۳۹۰, ۰۶:۵۷ ب.ظ

    دعا کنیم واسه موندنش که اگه بره دیگه چییو ببینیم.
    کی برامون از زخم و رفیق و خنجر و فریاد و ناموس و وطن و اعتراض بگه

    پاسخ دادن
  14. سینا خزیمه

    ۰۶/۰۸/۱۳۹۰, ۰۲:۲۰ ق.ظ

    سلام
    خوشحالم از ابراز عشق دوستان به استاد مسعود کیمیایی
    دوستان مسعود کیمیایی پدر موج نوی سینمای ایرانه
    در بحبوحه سینمای فیلمفارسی و مبتذل شاهکار متفاوتی مثل قیصر میسازه و موج نو رو به اسم خودش ثبت میکنه
    قیصر ۱۸۰ درجه ضد فیلمفارسی و بر خلاف فیلمفارسیه
    همینطور رضا موتوری که سینمای مبتذل رو به سخره میگیره
    همین طور بلوچ خاک داش آکل غزل گوزنها سفر سنگ
    کیمیایی خیلی بزرگه خیلی
    استاد مسلم سینماست
    من ۷ خرداد ۹۰ با عشق رفتم دیدمش و کاریزمای عجیب و غریب این ابرمرد رو از نزدیک دیدم
    زنده باد مسعود کیمیایی
    زنده باد مسعود کیمیایی پدر سینمای موج نو

    پاسخ دادن
  15. کیانا

    ۰۶/۱۴/۱۳۹۰, ۰۱:۵۳ ب.ظ

    زندگی یعنی مسعود کیمیائی و حرف یعنی حرف دل مسعود. استاد بر عکس فیلمهای تا حدودی و بهتر بگم ظاهرا خشنی که میسازند ، یک عاشق هستند و یک لحظه صحبت کردن با ایشون یعنی یک عمر تجربه و زندگی. من همیشه عاشق روح لطیف ایشان هستم.

    پاسخ دادن
  16. hasan

    ۰۶/۲۵/۱۳۹۰, ۱۰:۵۰ ب.ظ

    من سالهاست با قهرمان های فیلم های استاد کیمیایی زندگی می کنم. همیشه لحظات نابی رو توی فیلمهای استاد میشه پیدا کرد. توی این روزایی که همه دوست دارن واسه “درباره الی …” و ” ورود آقایان…” حتی فیلم خوب “طلا و مس” و ” جدایی نادر از سیمین” و ” صداها” برن سینما یا درموردشون بنویسن و بخونن , قهرمان و آدمهای فیلم های کیمیایی یکم غریبه و نچسبن اما لذت بخش هستن. فیلم ساختن کیمیایی مثل اول شدن یک کشتی گیر تویه مسابقات قهرمانی جهانه که کمتر از برد یه تیم باشگاهی ما در مقابل یه تیم باشگاهی قطری اونم توی مرحله مقدماتی جام باشگاههای آسیا سر صدا می کنه. امااین کجا و اون …
    راستی اگه یه نفر جرعت کنه دوباره گوزنها رو بسازه با اون موسیقی و بازیگرا و اون میزانسن و دوربین بی نظیر کسی میره سینما فیلم رو ببینه؟ در موردش چییا می نویسند؟
    همه سینماگرا و سینما روها,همه عشق فیلم ها مدیون مسعود کیمیایی هستند.مثل کیمیایی واقعاٌ دیگه نداریم. امیدوارم قدر این سرمایه بزرگ رو بدونیم. کاش پولاد زودتر آبدیده بشه. اگه خواستیم “حکم” و ” محاکمه در…” یا ” جرم ” رو نقد کنیم حداقل” سرب” و ” رد پای گرگ”و ” گروهبان” و ضیافت”و شاهکاری به نام ” سلطان ” یادمون باشه.

    پاسخ دادن
  17. محمد استادهاشمی

    ۰۸/۱۴/۱۳۹۰, ۰۱:۳۲ ب.ظ

    استاد امیدوارم سایه ات تا۱۲۰ سال از سر همه اونای که شما رو دوست دارن کم نشه ،دوستتون دارم یه دنیا… به سلامتی استاد معرفت و حقیقت ها

    پاسخ دادن
  18. mostafa.100film

    ۰۸/۱۶/۱۳۹۰, ۱۰:۱۹ ق.ظ

    قیصر؟اسمش این نیست دوستان.اسمش ال باچینوی امروزیه…
    این روزا گوزنو سر نمیبرن”میشکنن شاخشو میفرستن توباغ
    این روزا تاقو نمیریزن سرش”سر گلشونو میکوبن به تاق
    نمیدونن اگه برگردیم عقب داش اکل به عشق کی سر یکنه
    …………………………..دل طوقی واسه کی بر میزنه
    {یه نکته بگم بعدش …:من بهروز رو با ال باچینو عوض نمیکنم.همه ی فیلمایه دو استادرو دیدم/
    از طرفی هم استاد عزت الله انتظامی رو با استاد مارلون براندو عوض نمیکنم}
    در زمینه کارگردانی”بازیگری”موسیقی”خوانندگی”نویسندگی کم هستیم اما تک هستیم
    “یا حق” دوستان

    پاسخ دادن
  19. حمید حمزه

    ۱۱/۱۵/۱۳۹۰, ۰۳:۲۹ ب.ظ

    با عرض سلام خدمت همگی
    سینمای ایران =مسعود کیمیایی=فیلم قهرمان پرور =مسعود کیمیایی=قیصر که خودش میگه در هنگام ساختش اونقدر تخمه شکونده که پوستاش فقط ۱ کیلو بوده

    پاسخ دادن
  20. شورش

    ۱۱/۲۵/۱۳۹۰, ۰۲:۱۵ ق.ظ

    به جرات میتوان گفت مسعود کیمیایی یکی از اسطوره های
    تاریخ سینمای ایران است
    البته پسرش پولاد هم در بازی هایش نشان داده که آینده بسییییار درخشانی دارد

    پاسخ دادن
  21. مهران

    ۰۱/۲۷/۱۳۹۱, ۱۰:۰۷ ق.ظ

    سلامتی سه تن رفیق و ناموس و وطن . سلامتی مردی که إز انسانیت حرف می زنه إز وطن . زنده باشی استاد که بی تو سینما بی مرد می شه

    پاسخ دادن
  22. مارال

    ۰۲/۳۱/۱۳۹۱, ۰۹:۳۸ ق.ظ

    استاد کیمیایی دمت گرم که خوش سلیقه ای بنازم به انتخاب همسرت که گوگوش رو پسندیدی بازم باهش باش که جز تو کسی لیاقت گوگوش جان رو نداره خواهش میکنم مسعود جان خوشحالمون کن با ازدواج دوباره ات با گوگوش نازنین که این روزها خیلی جذاب تر شده

    پاسخ دادن
  23. وحید مصطفی

    ۰۳/۰۹/۱۳۹۱, ۰۹:۴۸ ق.ظ

    دیگه شخصیت حد میثاق حکم با بازی مرحوم شکیبایی تکرار نخواهد شد
    ببین ازت خوشم میاد ولی تا یه جاهایی می خوایی خر مرده رند بشی نمیشه بین این همه آدمه زرنگ که نمی تونی علمداری کنی عاقل باش مواظب باش وقتی می ری اون بالا یا می بریمت زیادی دید نزن اونی که شترو برده بالای بوم بلده چه جوری بیارتش پائین می دونی بلده
    اون مرسدسرو خریدی یا ماله کسیه جون خوشگله خوشگله ازت قبول می کنم …………….
    از لاله زار که می گذرم بقز ترانه می شگنه

    پاسخ دادن
  24. مرتضی

    ۰۳/۱۰/۱۳۹۱, ۱۰:۴۵ ق.ظ

    اولین باری که کمییایی رو شناختم رمان فیلم مرسدس بود. کمییایی برای من فقط سینما نیست… زندگی اجتماعی عجیبی دشته….. همین زندگی از اون مسعود کمیییایی ساخته. من از آدمهای که کمییایی رو فیلمساز تموم شده میدونن شاکیم. سینما و فیلمساز هیچوقت تموم نمیشن…. ما چه میدونیم وقتی فیلمسازهای بزرگ ما مثل کمییایی و بیضا یی و مهرجویی و تقوایی چه دورهای سختی رو گذروندن وحالا رسیدن به زمونه بی حال وبی رمق ما………….
    بگذریم….. اما کمییایی هنوز هست . خدا حفظش کنه نه برای اینکه فقط قیصرو برای ما ساخته …. برای همه آدمهای که همشونو دوست داریم…………….برای قیصر .سید. قدرت. داش آکل .نوری. رضا . جلال.امیرعلی ویوسف توی اعتراض…………….. بااحترام

    پاسخ دادن
  25. محمدرضاخسروی

    ۰۶/۲۳/۱۳۹۱, ۰۹:۵۳ ب.ظ

    باعرض سلام وادب محضر مبارک استاد گرانقدر و عزیز کشورمان جناب آقای استاد کیمیایی . استادبزرگوار محبت شما برای همیشه توی قلب ماست ، با خلق شاهکارهای هنری قبل و بعد از انقلاب شما برای همه هنردوستان یک اسطوره بوده اید و هستید . استاد نازنین و بی همتای سینمای ایران قلب کوچک ما مملو ازعشق فراوان شماست . بی نهایت دوستتان داریم و بوسه بر دستانتان میزنیم . عمرتان طولانی باد ، پیروز باد والاترین عاشق . ارادتمند شما: محمدرضاخسروی

    پاسخ دادن
  26. سانی

    ۰۹/۰۸/۱۳۹۱, ۱۲:۱۲ ب.ظ

    سلام این مطالب خیلی وقته تو ذهنمه همیشه تو فیلمای کیمیایی رادمردی جوانمردی ودوری از خیانت موج میزنه موج که چه عرض کنم من همینارو برداشت میکنم یا اینکه ادم پایبند به اخلاقیات یکدونه پرست باشه نمیدونم اینا شعار کیمیاییه یا ؟اخه همسر اول کیمیایی وقتی مریض بود نتونست تحمل کنه و زندگی نویی اغاز کرد من میگم چرا ما شعار میدیم البته با شعار افراد عادی و غیر مشهور کاری ندارم ولی چون کیمیایی الگوست کمی فیلماش و محتوای فیلماش با واقعیتش با زندگیش نمیخونه و خیلی روح انسان رو ازار میده و کمی باور اینکه فیلما فیلمای کیمیایی سخته البته من از ساخته های کیمیایی خیلی راضیم شایدم فقط فیلمای کیمیایی رو میپسندم در هر حال این حرفا نقاط اذیتگر ذهنمه وباعث بدبینی. اقای کیمیایی با اینحال کارگردان نابغه ای هستید و مثله شما نیست خسته نباشید.

    پاسخ دادن
  27. لیلا بیابانگرد

    ۱۰/۱۰/۱۳۹۱, ۰۴:۲۵ ق.ظ

    صحنه شروع فیلم جرم هیچ گاه از خاطرم نمی رود جنایت…با یک تصویراستعاری سربریدن ماهی معصوم..آقای کیمیایی عشق ناب است…ازآن مردهایی است که به حق آبروی همه مردانند.واسم مرد را به اسطوره ها نزدیک می کنند ازآن مردها که برای دختربچه ها قصه هاشان را می گویند ودردل آرزوی داشتن شان را داشتیم وهیچ وقت هم مشابه اش را ندیدیم یااگردیدیم آنهامارا ندیدند…چون دختربودیم وکوچک وبه چشم نامدنی…بگذریم بگذریم وبگذاریم همه چیز درپرده بماند

    پاسخ دادن
  28. عارفه

    ۰۵/۲۱/۱۳۹۲, ۰۵:۱۰ ب.ظ

    سلام به کارگردان رفاقت ها مردونی ها زخم عشق ورفاقت فقط مسعودکیمیایی مردی است که به (گفته ی پسرش پولادکیمیایی در یک جمله توصیف نمیشود )ومردی که اسطوره ای تعریف نشدنی است و مثال نزدنی است من به وجود همچین مرد بزرگواری افتخارمیکنم مردی که جلوی حرف رئیس خم نمیشودو زانونمی زند تاوان حکم نارفاقتی را به خوبی میشناسد واعتراض میکند به این همه خلاف ونامردی مردی که از راه سینما و..تجارت نمیکند وهمان مردی است که سلطان سینمای ایران است ونامردی ونارفاقتی وفریب دادن رو جرم میداند
    من فقط لقب مرد سینمای ایران وبه مسعودکیمیایی تقدیم میکنم ونه هیچکس دیگر وپسر سینمای ایران وبه پولادکیمیایی عزیز تقدیم میکنم
    عذر میخوام اگر مطالبم اشتباه وتوصیف های نابجا ودرست نبود اما کیمیایی انقدر بزرگ هست که حتما ..منی که ۱۲ سال بیشتر ندارم نمیفهمم عظمت کیمیایی رو درهر حال ببخشید
    وقتی عقید ه هات درست باشن درست بگن سرکوب بشی هرکی یه راه وطرفی واسه ی خودش باز میکنه (پولادکیمیایی عزیز) حکم .استادکیمیایی
    درمجلس بزرگان جایی بنشین که بلندت نکنند (فرامرز قریبیان ) رئیس .استادکیمیایی
    نون سنگک فهمیدم چه شکلیه تافتون بربری لواش همه جورشو دیدم ولی خیلی گشتم ببینم نون حلال چه شکلیه دست هیچکس ندیدم فقط شنیدم .(پولادکیمیایی عزیز ) جرم .استادکیمیایی
    از طرف دوستدار استادکیمیایی وپولادکیمیایی

    پاسخ دادن
  29. سعید

    ۰۷/۰۱/۱۳۹۲, ۱۰:۵۵ ب.ظ

    سلام به
    همه تقریبا ۷ ساله بودم که با یه دستگاه ویدئوی خونگی یه فیلم دیدم (درکنار خانواده)که آدماش یه جوری حرف میزدن که هیچ کس دیگه ای حرف نمیزد فردا از پدرم پرسیدم بابا اون فیلمه اسمش چی بود گفت سفر سنگ چند سال بعد که بزرگتر شدم تو عالم ماجرا جوییهای نوجوونی یه فیلم دیگه به دستم رسید که میگفتن خیلی باحاله فیلم که شروع شد دستام یخ کرد مردی که تو قطار خوابش برده بود بعد از همه مردم از قطار پیاده شد و اومد تو زندگی من و شد قهرمانم رفاقت ناموس معرفت وفاداری و…. همه چیزایی که تو این دوره ای که خیلیها جومونگ رو بهتر از تختی میشناسن تبدیل به جوک شده ازش یاد گرفتم با فیلمهای دیگه ای که از این مرد بزرگ دیدم دنیام شد دنیای سیاه و سفید (فیلمهای مسعود کیمیایی رنگیشم برای ما سیاه و سفیده) خدا مسعود کیمیایی بهروز وثوقی اسفندیار منفرد زاده و…. رو برای ما نگه داره روح نعمت حقیقی شاد

    پاسخ دادن
    • محمد رضا

      ۰۹/۰۵/۱۳۹۲, ۰۱:۵۷ ب.ظ

      استاد کیمیایی نمونه است و تمام عیار در حرفه کارگردانی و نویسندگی آنقدر زیبا می نویسه که انگار جملات گفته شده توسط ایشان، برای در کنار هم بودن ساخته شده اند. امید به سلامتی روز افزون ایشان و پسر گرامیشان پولاد که همانند پدر کمیاب است. کیمیایی کارگردان کمیاب و نایاب است و پسرشان بازیگر کمیاب. در پناه خدا سالم و سربلند باشند.

      پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد