سینمای ایران

در کارگاهِ «بازیگری مقابل دوربین» چه گذشت؟

, , بدون دیدگاه

بعضی‌هامان بدعادت شده‌ایم. تصور می‌کنیم «چیزهای خوب» همه در پایتخت‌اند و آن‌جا باید دنبال‌شان گشت. مثلاً همین کارگاه‌های بازیگری. بعضی‌ها حاضر اند N کیلومتر راه را تا تهران بپیمایند و مبلغ هنگفتی را هزینه کنند ولی…

خواندن نوشته →

نگاهی به «بارکد»

, , بدون دیدگاه

بارکد به‌روشنی نشان‌دهنده‌ی بخشی از واقعیت‌های ساری‌وجاریِ جامعه‌ی کنونیِ ماست. این واقعیت‌ها نه‌تنها نسبتی با رؤیاهای آرزومندانه‌ی مسئولان – که تجسم‌شان را شب‌وروز در صداوسیما می‌بینیم و می‌شنویم – ندارند…

خواندن نوشته →

نگاهی به «خشم و هیاهو»

, , بدون دیدگاه

چنین به نظر می‌رسد که سیّدی پیش از نگارش فیلم‌نامه‌ی خشم و هیاهو، ایده‌ها و موقعیت‌های بصریِ قوام‌یافته و حاضروآماده‌ای را در ذهن و (یحتمل) دفترچه‌ی یادداشت‌اش ثبت داشته است. ایده‌هایی مستقل، و نه مرتبط…

خواندن نوشته →

نگاهی به جشنواره‌ی سی‌وچهارم فیلم فجر

, , بدون دیدگاه

این بخش از جشنواره، تبعیدگاه غریبی‌ست برای آثاری که به بخش مسابقه‌ی سودای سیمرغ راه نیافته‌اند. بی‌ارتباطیِ بسیاری از فیلم‌های این بخش به تعریف آن، سبب گمراهی و سرگردانی مخاطبان جشنواره شده بود. سبک‌وسیاقی که تماشاگران از این بخش انتظار داشتند، فیلم‌هایی چون ماهی و گربه یا خواب تلخ را یادآور می‌شد…

خواندن نوشته →

این، یک گزارش نیست

, , بدون دیدگاه

همیشه هم نمی‌شود تقصیر را انداخت گردنِ فیلم‌ها، گاهی وقت‌ها این کم‌وکیفِ اکران است که باعثِ دل‌خوری و دوریِ مردم از سینما می‌شود. اگر بدبودنِ فیلم و اکران با هم ترکیب شوند که چه بدتر!…

خواندن نوشته →

نگاهی دیگر به «ارغوان»

, , ۱ دیدگاه

فیلم ارغوان با ایجاد روایتی موازی بین دو داستانِ بالا به مفاهیمی هم‌چون بخشش و دوست‌داشتن می‌پردازد. تصمیمات کوچک و کم‌اهمیت با گذر زمان مهم شده و زندگی انسان‌ها را عوض می‌کنند. قصه‌ی اول اقتباسی وفادارانه از…

خواندن نوشته →

نگاهی به «ارغوان»

, , ۲ دیدگاه

برای بررسی فیلم‌نامه‌ی ارغوان، به دو بخش مجزا تقسیم‌اش می‌کنیم: گذشته (سال ۵۴) و حال (۸۶ و ۹۲). تمرکز ما در این مطلب بیش‌تر روی گذشته است اما از حال هم غافل نمی‌مانیم…

خواندن نوشته →

نگاهی به «ملبورن»

, , بدون دیدگاه

نیما جاویدی اولین فیلم بلند سینمایی خود را با نگاهی به سرشت ناساز و خشن حقیقت ساخته و پرداخته است. او خشونت پیش‌بینی ناپذیر و عریان حقیقت را بر بدنه‌ی خانواده‌ای دو نفره که در…

خواندن نوشته →

نقدی بر «خداحافظی طولانی»

, , ۳ دیدگاه

نهمین فیلم بلند فرزاد مؤتمن خبر خوشی برای سینمای ایران است. سینمایی که کم‌تر در رشد فیلم‌سازانش نظم و پیشرفت می‌توان دید و همیشه فیلم‌سازانی وجود دارند که دوست‌داران‌شان را ناامید کنند، حال به چشم…

خواندن نوشته →

بررسی تطبیقی رویکرد قهرمان در «عصر یخبندان» و «قیصر»

, , بدون دیدگاه

چندی پیش، عصر یخبندانِ مصطفی کیایی، کارگردان جوان و با استعداد سینمای کشورمان را تماشا کردم. اثری که مثل خط ویژه، ساخته‌ی قبلی‌اش، ریتم و ضرباهنگی بسیار جالب – و کم‌تر دیده شده در سینمای…

خواندن نوشته →

نگاهی به «سلطان»

, , بدون دیدگاه

یکی از برجسته‌ترین موهبت‌های سلطان هم‌چون اغلب آثار مسعود کیمیایی به عنوان فیلم‌سازی مؤلف، حضور فیلم‌ساز با تمامیتش در اثر خود و مهر و امضای او پای آن اثر است. به عبارت دیگر، سلطان حتی…

خواندن نوشته →

نشانه‌هایی از شعر نیما در «مردی که اسب شد»

, , بدون دیدگاه

  در مردی که اسب شد، پیرمردی فربه (با بازی لوون هفتوان)، جمله‌هایی گلایه‌آمیز، دردآور و رسوا کننده را بارها و بارها تکرار می‌کند. گویی مشغول دورخوانی دیالوگ‌هایش برای نمایشی درباره‌ی پیرمرد حریص است. او…

خواندن نوشته →

نگاهی به «آتش بس ۲»

, , بدون دیدگاه

میلانی به قدرت و میزان نفوذ کمدی در اقشار مختلف جامعه واقف است و می‌کوشد تا با نگاه طنز، اپیزودهای آموزشی–تربیتی خود را به مخاطب عرضه کرده و بیننده را با موقعیت‌های آشنایی که کاراکترهایش…

خواندن نوشته →

نگاهی به «ابجد» ابوالفضل جلیلی

, , بدون دیدگاه

برخلاف آن تحلیل‌های نسبتاً مرسومی که سینمای اجتماعی ابولفضل جلیلی را سینمایی جمع‌گرا و جمع‌محور می‌نمایانند، جلیلی معمولاً کوشیده در سینمایش، از دریچه‌ی فرد، مدخلی برای ورود به اجتماع مورد نظر خود و معرفی و…

خواندن نوشته →

نقدی بر «استراحت مطلق»

, , بدون دیدگاه

استراحت مطلق با کنش آغاز می‌شود. درگیری سمیرا (ترانه علیدوستی) و حامد (بابک حمیدیان) در ایستگاه، حادثه‌ای‌ست که باعث شروع وقایع داستان می‌شود و به علت این‌که بیننده نمی‌داند چه اتفاقی دارد می‌افتد جذب صحنه…

خواندن نوشته →

نگاهی به «رخ دیوانه» ساخته‌ی ابوالحسن داودی

, , بدون دیدگاه

رخ دیوانه آخرین ساختهٔ کارگردان گزیده‌کار سینمای ایران، ابوالحسن داودی‌ است. فیلمی آکنده از جوانانی که روزهای پرالتهاب زندگی‌شان را در آرزوی رمزگشایی از سرنوشت پوچ و آیندهٔ مبهمشان به سر می‌برند و برای گذران…

خواندن نوشته →

نقدی بر «تمشک» ساخته‌ی سامان سالور

, , بدون دیدگاه

نمایش فراز و نشیب‌های زندگی قهرمانان زن، در کوران مشکلات معیشتی و دراماتیزه کردن رنج‌های طاقت فرسای آن‌ها در اجتماع معاصر، تم محوری فیلم‌های بسیاری مانند گیلانه، برف روی کاج‌ها، دهلیز و… بوده است. سامان…

خواندن نوشته →