زوم

جای خالی «آرشیو» در فیلم‌خانه‌ی ملی

, , ۳۰ دیدگاه

همین که نسخه‌های بی‌رمق و درب‌وداغان موجود را منهدم نکنند جای شکرش باقی‌ست. اما گاهی بد نیست دست از لجاجت برداریم و عقلانیت پیشه کنیم. آیا تاریخ‌نگار، پژوهش‌گر و البته تحلیل‌گر سینما در این مملکت، باید کارش را جدی بگیرد و بتواند دسترسی هرچند محدود به آثار این سینما داشته باشد یا نه؟ مسعود کیمیایی مثلاً فیلم‌ساز مهم و تاریخ‌ساز این سینماست. به کدام دلیل نباید یک نسخه‌ی خیلی معمولی از فریاد او وجود داشته باشد؟

خواندن نوشته →

اندر حکایت هشت سال گفتمان عدالت‌محور…

, , بدون دیدگاه

هشت سال گفتمان عدالت در دولت نهم و دهم برای هر دسته و گروهی که محقق شد دست‌کم نتیجه‌ی درخشانی برای سینما و مطبوعات سینمایی نداشت. در هشت سالی که گذشت فضای سینما آبستن تنش بود. خاطره‌ها را که مرور می‌کنم نخستین بلوا که حالا بسیار حقیر و بی‌دلیل به نظر می‌رسد مربوط به سنتوری داریوش مهرجویی و آن همه حرف و حدیث…

خواندن نوشته →

‌نگاهی به حال‌وروز این روزهای سینمای مستند ایران

, , بدون دیدگاه

در آستانه‌ی پشت سر گذاشتن دورانی هستیم که برای سینمای مستند اصلا خوشایند نبود. کاش سکان‎داران بعدی سینمای مستند نیازها و دردها و نقاط ضعف و قوت این سینما را بشناسند و بدانند که مستندسازان، کارمندان آن‌ها نیستند و نخواهند با قدرت و امکانی که در اختیار دارند، ایدئولوژی و خواسته‌هایشان را تسری دهند. به تضارب آراء و اختلاف سلیقه‌ها احترام بگذارند و قصد شبیه‎سازی و یکسان‎سازی ایده‌ها را منطبق بر تمایلات‌شان نداشته باشند…

خواندن نوشته →

به بهانه‌ی حضورِ سریال‌های ترکیه‌ای در خانه‌های ما؛ حتی تا هنوز

, , ۴ دیدگاه

تلویزیون روشن است. سکوتِ محض است. صدای بازیگران، نویسنده را کَر می‌کند و مجبورش می‌کند تا به اتاقش برود و این صفحه را بنویسد. دیگر نمی‌توانست سکوت کند : یکی از شبکه‌های پخش سریال‌های درجه‌ی…

خواندن نوشته →

خوانش یک تصویر

, , بدون دیدگاه

  ۱- در نگاه نخست، این فقط یک تصویر است؛ تصویری از سردرِ یکی از سینما‌های تهران در روزهای آخر سال. اما این تصویر ساده کم‌کم خودش را آشکار می‌کند و نشانه‌ها پدیدار می‌شوند و…

خواندن نوشته →

درباره‌ی تحریم اسکار

, , ۱ دیدگاه

حکایتِ پسر شیرین‌عقلی‌ است که سنگی پرتاب می‌کند، شیشه‌ای فرو می‌ریزد و صاحب‌خانه برای آن‌که حق پسرک را بگذارد کف دست‌اش فریاد‌زنان و کور‌کورانه تعقیب‌اش می‌کند و حواس‌اش نیست اگر پسرک رفت و شیشه شکست،…

خواندن نوشته →

کوتاه درباره‌ی وضعیت این روزهای سینمای ما

, , ۱ دیدگاه

سینمایی که دغدغه‌های روز جامعه را با نگاهی تیزبینانه و دل‌سوزانه مطرح نکند و بدتر حاوی مفاهیمی ارتجاعی باشد که تنها از ذهن‌های عقب‌مانده تراوش می‌کند، به پشیزی نمی‌ارزد و هنگامی‌که کار به چنیین جایی…

خواندن نوشته →

یه حبه قند در گلوی تماشاگر

, , بدون دیدگاه

در لحظات اوج احساسی فیلم که شهاب حسینی قاطی می‌کند و توی سر و صورت خودش و بقیه و در و دیوار می‌زند و آدم می‌خواهد های‌های بزند زیر گریه، عده‌ای شروع کردند به تشویق و کف و سوت و هرچه که فرهادی عزیز فضایی بغض‌آور! رشته بود، در اولین دیدار فیلم و آن لحظه‌ی خاص، تبدیل به پنبه شد.

خواندن نوشته →

به بهانه‌ی نمایش قهوه‌ی تلخ در شبکه‌ی خانگی

, , ۱ دیدگاه

گمان نمی‌کنم کسی باشد که سریال‌‌های طنز تلویزیونی مهران مدیری را ندیده باشد و خاطرات خوشی را از آن‌ها در ذهن نداشته باشد. کار‌های مدیری از برنامه‌‌های میان پرده‌ای مثل ساعت خوش سال ۷۳  شروع…

خواندن نوشته →