زوم

جای خالی «آرشیو» در فیلم‌خانه‌ی ملی

, , ۲۹ دیدگاه

همین که نسخه‌های بی‌رمق و درب‌وداغان موجود را منهدم نکنند جای شکرش باقی‌ست. اما گاهی بد نیست دست از لجاجت برداریم و عقلانیت پیشه کنیم. آیا تاریخ‌نگار، پژوهش‌گر و البته تحلیل‌گر سینما در این مملکت، باید کارش را جدی بگیرد و بتواند دسترسی هرچند محدود به آثار این سینما داشته باشد یا نه؟ مسعود کیمیایی مثلاً فیلم‌ساز مهم و تاریخ‌ساز این سینماست. به کدام دلیل نباید یک نسخه‌ی خیلی معمولی از فریاد او وجود داشته باشد؟

خواندن نوشته →

اندر حکایت هشت سال گفتمان عدالت‌محور…

, , بدون دیدگاه

هشت سال گفتمان عدالت در دولت نهم و دهم برای هر دسته و گروهی که محقق شد دست‌کم نتیجه‌ی درخشانی برای سینما و مطبوعات سینمایی نداشت. در هشت سالی که گذشت فضای سینما آبستن تنش بود. خاطره‌ها را که مرور می‌کنم نخستین بلوا که حالا بسیار حقیر و بی‌دلیل به نظر می‌رسد مربوط به سنتوری داریوش مهرجویی و آن همه حرف و حدیث…

خواندن نوشته →

‌نگاهی به حال‌وروز این روزهای سینمای مستند ایران

, , بدون دیدگاه

در آستانه‌ی پشت سر گذاشتن دورانی هستیم که برای سینمای مستند اصلا خوشایند نبود. کاش سکان‎داران بعدی سینمای مستند نیازها و دردها و نقاط ضعف و قوت این سینما را بشناسند و بدانند که مستندسازان، کارمندان آن‌ها نیستند و نخواهند با قدرت و امکانی که در اختیار دارند، ایدئولوژی و خواسته‌هایشان را تسری دهند. به تضارب آراء و اختلاف سلیقه‌ها احترام بگذارند و قصد شبیه‎سازی و یکسان‎سازی ایده‌ها را منطبق بر تمایلات‌شان نداشته باشند…

خواندن نوشته →

به بهانه‌ی «روز سینما»

, , بدون دیدگاه

منصفانه اگر درباره سینمای ایران بخواهیم به قضاوت بنشینیم نمی‌توانیم کمتر از نمره قبولی به آن بدهیم. همه‌جای دنیا قصه از همین قرار است. مگر در کشورهای دیگر با آن همه امکانات و دست‌و‌بالِ باز،…

خواندن نوشته →

به بهانه‌ی حضورِ سریال‌های ترکیه‌ای در خانه‌های ما؛ حتی تا هنوز

, , ۴ دیدگاه

تلویزیون روشن است. سکوتِ محض است. صدای بازیگران، نویسنده را کَر می‌کند و مجبورش می‌کند تا به اتاقش برود و این صفحه را بنویسد. دیگر نمی‌توانست سکوت کند : یکی از شبکه‌های پخش سریال‌های درجه‌ی…

خواندن نوشته →

خوانش یک تصویر

, , بدون دیدگاه

  ۱- در نگاه نخست، این فقط یک تصویر است؛ تصویری از سردرِ یکی از سینما‌های تهران در روزهای آخر سال. اما این تصویر ساده کم‌کم خودش را آشکار می‌کند و نشانه‌ها پدیدار می‌شوند و…

خواندن نوشته →

درباره‌ی تحریم اسکار

, , ۱ دیدگاه

حکایتِ پسر شیرین‌عقلی‌ است که سنگی پرتاب می‌کند، شیشه‌ای فرو می‌ریزد و صاحب‌خانه برای آن‌که حق پسرک را بگذارد کف دست‌اش فریاد‌زنان و کور‌کورانه تعقیب‌اش می‌کند و حواس‌اش نیست اگر پسرک رفت و شیشه شکست،…

خواندن نوشته →

کوتاه درباره‌ی وضعیت این روزهای سینمای ما

, , ۱ دیدگاه

سینمایی که دغدغه‌های روز جامعه را با نگاهی تیزبینانه و دل‌سوزانه مطرح نکند و بدتر حاوی مفاهیمی ارتجاعی باشد که تنها از ذهن‌های عقب‌مانده تراوش می‌کند، به پشیزی نمی‌ارزد و هنگامی‌که کار به چنیین جایی…

خواندن نوشته →

یه حبه قند در گلوی تماشاگر

, , بدون دیدگاه

در لحظات اوج احساسی فیلم که شهاب حسینی قاطی می‌کند و توی سر و صورت خودش و بقیه و در و دیوار می‌زند و آدم می‌خواهد های‌های بزند زیر گریه، عده‌ای شروع کردند به تشویق و کف و سوت و هرچه که فرهادی عزیز فضایی بغض‌آور! رشته بود، در اولین دیدار فیلم و آن لحظه‌ی خاص، تبدیل به پنبه شد.

خواندن نوشته →

به بهانه‌ی نمایش قهوه‌ی تلخ در شبکه‌ی خانگی

, , ۱ دیدگاه

گمان نمی‌کنم کسی باشد که سریال‌‌های طنز تلویزیونی مهران مدیری را ندیده باشد و خاطرات خوشی را از آن‌ها در ذهن نداشته باشد. کار‌های مدیری از برنامه‌‌های میان پرده‌ای مثل ساعت خوش سال ۷۳  شروع…

خواندن نوشته →

فیلمنامه نویسان چندکاره !

, , دیدگاه‌ها بسته شده‌اند

در پی نوشته ای که بر فیلمنامه نویسان فیلمساز و برعکس در شماره ی نهم آدم بر فی ها داشتم، برآن شدم تا این بحث را ادامه دهم و دامنه ی آن را به داخل…

خواندن نوشته →