نوستالژی

گفتی سلام، خداحافظ را لاجرم خواهی شنید

, , بدون دیدگاه

فرض می‌کنیم دو نفر برای آخرین بار می‌نشینند روبه‌روی هم. محل قرار یک رستوران است. یک پارک. یک….چندان مهم نیست کجا. یکی از این دو نفر، آن‌که با تصمیم به پایان دادن این رابطه خواهد آمد، زودتر می‌رسد. بی‌قرار است و ناآرام؛ فرسوده از پنجه در پنجه افکندن با تصمیمی که هنوز در اتخاذش مردد مانده (اسم او را بگذاریم تردید نزدیک به یقین؟ انتخاب با شماست).

خواندن نوشته →