داستانک

چند داستانک

, , ۲ دیدگاه

«قفل» فردین توسلیان   سریع وارد شد و در رو پشت سرش قفل کرد. انگار به همه ی دنیا پشت کرده باشه. بازم با خودش تنها شده بود. دلش نمیخواست هیچ کس خلوتشو به هم…

خواندن نوشته →