|
|
|
دربارهی ما همکاری با ما تبلیغات آرشیو ارتباط ارتباط آنلاین RSS |
|
آخرین نوشتهها |
|
نگاهی به سریال تا ثریا ساختهی سیروس مقدم گناه فردی/گناه جمعی بهمن شیرمحمد دو سه سالی است که سیروس مقدم یکیدرمیان سریالهایی تلخ و کمدی را میسازد و روانهی آنتن میکند و پس از سریال موفق پایتخت حالا با جدیدترین ساختهاش تا ثریا به تلویزیون بازگشته است. چهار سریال آخر او یعنی رستگاران، چاردیواری، زیرهشت و پایتخت که نوروز امسال از تلویزیون پخش شد حکایت از سیر صعودی [...] تأملاتی بر درخت زندگی ترنس مالیک رنج هستی اسماعیل حسام مقدم* درخت زندگی روایتی از درختی است که با تولد پسربچههای خانوادهای از طبقهی متوسط در تگزاس دههی 1950 میلادی، در حیاط خانه کاشته میشود و با گستراندن ریشههایش در زمین و شاخ و برگش در آسمان؛ همچون استعارهای از پیچیدگی هستی و آفرینش، به روایت زندگی خانوادهای میپردازد که خانه را به میدانی برای جدال بین دو نیروی آپولونی و دیونیزوسی (به قول فریدریش نیچه) مبدل کرده است. نقدی بر فیلم رانندگی/ Drive نيش عقرب و چند فلز محسن مطلبزاده در آغاز سومین سال از دومین دههی قرن بیستویکم همانطور که میتوان با نگاهی به گذشته جوانب پیرامونی را با امروز سنجید و مقایسه کرد، میشود از چنگ انداختن برخی فیلمها به حافظهی تاریخی فیلمبینها و به چالش کشیدن آن صحبت کرد. این اشاره نه به قصد پیش کشیدن مبحث «دوران تازه» که صرفاً دریچهای [...] نقدی بر اسب حیوان نجیبی است نیمهشب در ناکجاآباد شاهد طاهری به نظر میرسد کمکم باید با این واقعیت کنار بیاییم که خندیدن و قاهقاهزدن پشت مانیتور یا جلوی تلویزیون روزبهروز دشوارتر میشود. دیگر به ندرت میبینیم آن لحظهی بدیع و دوستداشتنی را که فردی در خلوت خود مشغول تماشای فیلمی باشد و فریاد خنده و دستزدنهای دیوانهوار او موجب شگفتی سایر اعضای خانه شود. از [...] به بهانهی ورود شبانهروز به شبکهی نمایش خانگی عاشقانههای بیسرانجام محمدناصر احدی علیمحمدی و بنکدار همانطور که در اولین فیلم بلند خود شبانه و مستندها و فیلمهای کوتاهشان نشان دادهاند، تسلط و چیرهدستی تحسینبرانگیزی در قاببندیها و ترکیببندیها دارند و از تمامی واسطههای بیانیِ ممکن اعم از طراحی صحنه و لباس، بازیگری، نورپردازی، موسیقی، حرکت دوربین و تدوین، و در یک کلام هر آنچه که در یک میزانسن سینمایی باید تحت کنترل کارگردان باشد، بهره میبرند تا فضایی بیافرینند که دربردارندهی دغدغهها و نگرانیهای انسان معاصر شهری و طبقهی متوسط جامعه ایرانی باشد. نگاهی تازه به یه حبه قند رضا میرکریمی ای کاش مولفی درکار نبود... پوریا ذوالفقاری یه حبه قند مثل هر فیلم مهمی توانست مخاطبانش را به دو گروه موافق و مخالف سرسخت تبدیل کند. طبیعی است که چنین صفکشیهایی تنها زمانی به وجود میآید که با اثری سنجیده و فکرشده مواجه باشیم که به مخاطبانش امکان بیتفاوت ماندن را نمیدهد. اما آیا این مهم بودن را باید با خوب بودن یک اثر هنری مترادف دانست؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید اثر را از زیر سایة سنگین مجموعه اتفاقات و حاشیههای اطراف آن بیرون کشید. نگاهی دیگر به نیمهشب در پاریس ديشب دالي را ديدم وودي! محسن مطلبزاده برای نویسندهای که خلق داستان از مسیر تخیل میسر است چه چیزی ارزشمندتر از این میتواند باشد که آرزوی خیالیاش را به واقعیترین شکل ممکن بیابد؟ چه اینکه شاید هر داستانی برگرفته از واقعیت باشد اما بدون تردید محصول تخیل نویسندهاش است. نگاهی به سریال وضعیت سفید به من بگویید شاهکار محسن مطلبزاده حمید نعمتالله در یکی از گفتوگوهایی که میانههای پخش سریال با او انجام شده بود، گفته بود که فضاسازی و شخصیتپردازی برای او مهمتر از داستانسراییست (نقل به مضمون). و کیست که نداند در مدیومی چون تلویزیون با مخاطبان فراوان و گوناگون، قصهگویی حرف اول را میزند. نعمتالله اما این ریسک بزرگ را انجام داد و از آن موفق بیرون آمد. یادداشتی بر معضل ساختهی ران هاوارد باید هم همینطوری باشد! هادی علیپناه رک باشیم! البته که با فیلم مهمی روبهرو نیستیم. خود فیلم هم چنین قصدی ندارد. به این نوع نگرش داستانی و بسط و گسترش پیرنگ موضوعی در قالب داستان هم از مناظر مختلف میتوان نقدهای منسجم و صحیحی وارد کرد. اما جراتی که ران هاوارد از خود نشان میدهد و در درجهی اول نیز به چشم میآید، قابل ستایش است. دلنوشتهای برای سعادتآباد مازیار میری سعادت در آینهی شکسته؟؟؟ فاطمه غلامی اگر ژیژک بود حتما میگفت یک فیلم ضدامپریالیستی است که دارد میگوید مردم بیدار شوید که چین دنیا را گرفته و این در مانیفست حامد بهداد و با استعاره زن چینی وهمزمان با پختن غذای چینی در آشپرخانه همراه میشود.. کنایهی بسیار زیبا و تکاندهنده که زن این آدم غذای چینی میپزد و مرد هوس زن چینی میکند. اما من ژیژک نیستم و آمدهام دنبال قصه نه کمونیستهای خلق چین. حالا قصه چیست؟ کجاست؟ نقدی بر مرگ کسب و کار من است طرح یک منحنی روی انگشتان دست شاهد طاهری بارزترین ویژگی فیلم این است که در دادن اطلاعات به بیننده با متانت و پرحوصله است، پرچانگی نمیکند و با دادن نشانه-هایی هوشمندانه، داستان را در لایههای زیرین پیش میبرد. نمایش ظریف نمودهای تهیدستی در جامعهی روستایی فیلم، موجب واقعگرایی و کلیشهزدایی آن شده است : تنها در دو دیالوگ کوتاه میشنویم که در روستا کارخانهای وجود داشته – که بسیاری از اهالی روستا در آن مشغول کار بودهاند – و به دلیل وقوع دزدی تعطیل شده است. معاش کنونی مردم با مشاغلی چون حجامت و جوراببافی تأمین میشود. شیر سهمیهبندی شده است. نگاهی به سعادتآباد مازیار میری قدم زدن در حیاط خلوت گفتمان جدید... علی جعفرزاده سعادتآباد درهمفروریختگی شخصیتهای متفرقی است که هر کدام قصهی خود را دارند و دغدغههای فردیشان را. آنها حتی برای فوت کردن شمع و گرفتن عکس یادگاری نیز فرصت نمییابند و درست مثل غذای چینی در هم آمیختگی طعمها و مزههای گوناگون و گاه متضادند. نگاهی به جایگاه زمان در آثار ژان پل سارتر و ویلیام فاکنر ملالتهای زمان علی تقیپور روشن بازیهای زمانی در رمان با ظهور جریان سیال ذهن با نویسندگانی چون ویرجینا وولف و ویلیام فاکنر به اوج میرسد. مهمترین رمان این سبک «خشم وهیاهو» البته در کنار اولیس از جیمز جویس باشد. فاکنر در این رمان راوی سقوط و زوال است در یک خانواده که تعمیم مییابد به کل جنوب آمریکا. فاکنر به زمان نگاه میکند و جریان آن را برمیشمرد. کلیتی که بدون توانایی در دخل و تصرف همواره اتفاق افتاده است و جریان دارد، بر حال تاثیر میگذارد و تا آینده پا به پای آدمی قدم مینهد. یادداشت راجر ایبرت بر ملانکولیای فونتریه نگاه خوشبینانه به مرگ ترجمه از سارا رحیمی فیلمی که به فاجعهای مانند نابودی زمین میپردازد و در ترسیم آن هم موفق نمی شود، خود یک فاجعه واقعی است. شک دارم از میان بسیاری از کارگردانان که با این چالش روبهرو بودند، کسی به خوبی فونتریه از پس آن بر آمده باشد. در نمای آخر زمانی ملانکولیا خبری از موجهای جزر و مدی، حیوانات در حال فرار از جنگلهای شعلهور، تکههای اشیاء که در آسمان پراکندهاند، نیست. نه، از هیچکدام از این تمهیدات سهلالوصول خبری نیست. نقدی بر نیمهشب در پاریس وودی آلن چشمها را باید شست... شاهد طاهری آلن آنقدر هوشمند و باتجربه هست که محتوا و روح اثر را فدای کمدی نکند. یکی از جنبههای شگفتانگیز آثار او همین تعادل میان جدیت و هجوگراییست که حتی در فیلمهای فوقالعاده عمیقی چون زنها و شوهرها و جنحه و جنایات نیز مشاهده میشود. فیلم پرسشهای جدی و جهانشمولی را طرح میکند؛ از جمله علت غرق شدن انسانها در نوستالژی و تلاش برای بازگشت به “عصر طلایی” زندگی… حتماً دیدهاید که هنگام گفتوگو با دوستان و آشنایان، گاه صحبت از یک دوران طلایی در گذشته با سرخوشیهای بیپایان و فراغ بالش پیش میآید. دربارهی ایوانفِ امیر رضا کوهستانی فهمِ دو سویهی کارگردان محمد تفضلی مهمترین جنبهی کیفی «ایوانف»، یعنی بازیِ بازیگران مطلب مستقلی را میطلبد ولی به گمانم وقت آن رسیده تا اینبار بیش از پیش به تکنیک نامحسوس« رها شدگی» در بازی حسن معجونی و تناسب آن برای بازتاب انفعال و ناکارآمدی ایوانف دقت کنیم تا به تبعِ آن بیش از هر زمان دیگر بر وجه مثبت سو تفاهم رایجِ «خودش است و کاری نمی کند» در قبال شخصیتِ بازیِ تئاتریِ او وقوف یابیم. نقدی بر فیلم برد ـ برد/ win win فراتر از یک کمدی صرف شاهد طاهری گاهی اوقات نخستین دقایق و سکانسهای یک فیلم نوید از ادامهی درخشان میدهد؛ به گونهای که با مشاهدهی المانهایی هوشمندانه و نکاتی ظریف، مخاطب خیلی زود متوجه میشود که این میزان از هوشیاری نمیتواند در یک فیلم سطح پائین یا حتی معمولی وجود داشته باشد. بنابراین فضاسازی مناسب در آغاز یک فیلم (مخصوصاً در مورد یک فیلمنامهی اورجینال) نشان از درایت ویژهی خالق آن دارد. نگاهی به فیلم یه حبه قند ساختهی رضا میرکریمی زندگی با طعم قند بشیر سیاح یه حبه قند داستان زندگی مردمانی سادهدل و مهربان در شهر یزد است. اصلاً همین لهجهی شیرین و دوستداشتنی یزدی، مزهی شیرینی فیلم را چند برابر کرده است. به نظر هم نمیرسد که انتخاب لهجهی یزدی تصادفی بوده باشد و در واقع، انتخابیست با فکر و تدبیر. فیلم راجع به ازدواج پسند (نگار جواهریان) با پسری ثروتمند است که در آمریکا اقامت دارد و قرار است این دو از راه دور و از طریق امکاناتی که اینترنت فراهم کرده، با هم ازدواج کنند. نگاهی به فیلم میانبر میک تئوری آشوب و تخریب شاهد طاهری فیلم تصویرگر یک جامعه در آستانهی شکلگیری تمدن است و نمود همچین تحولی را در انسانهای پدید آورندهاش بررسی میکند. آنها بارها برای تصمیم گرفتن دربارهی آیندهی خود به رأیگیری و مشورت روی میآورند اما زنان در این تصمیمگیری نقشی ندارند و تنها از دور به نظاره و گمانهزنی دربارهی صحبت مردان خود مینشینند. از این دیدگاه فیلم را میتوان تمرین یک ملت برای رسیدن به دموکراسی انگاشت که باید این سعی و خطاهای ناپخته را در گذرگاهی سپری کند جهانسازی و سازش دو جهان از دید-گاه تالکین* آنجا حمید احدزاده معجزهی تالکین این بود که به آنجا رفت، اما دوباره بازگشت! (امری که نام کتابش، هابیت یا آنجا و بازگشت دوباره، هم از آن حکایت میکند.) چنان که خواهد آمد، قصد او از ساختن آن جهان، نه فقط ارضای امیالی چون خشنودی و رضایت – که البته بسیار مهماند – بلکه نیز انعکاس دادن حقیقت به طریقی دیگر، و تابانیدن نوری بر جهان اصلی واقعی بود که سبب میشد نگرشی دیگرگونه پیدا کنیم. نگاهی به فیلم یه حبهقند ساختهی رضا میرکریمی چای قند پهلو بهمن شیرمحمد یه حبه قند پتانسیل زیادی برای تماشاگر دلزده از مناسبات عصر حاضر دارد و به نوعی احیای زندگیها و رسومات خوشآیند فراموش شده است. متعلق به شیوهای از زندگی است که خانههایش برای همه جا داشتند و عروسیها در خانهها برگزار میشد و عروسی بهانهای برای زندگیکردن افراد یک خانواده در کنار هم بود و هنوز زمان آن نرسیده بود که به مردم به زندگی در آپارتمانهای کوچک اجارهای عادت کنند. |
سردبیر: رضا كاظمی ویراستار و دستیار سردبیر: امیر معقولی ***
|
|
جای تبلیغات شما
|
|
|
استفاده از نوشتهها و عکسهای اختصاصی این سایت بدون آدرس قابل کلیک، مجاز نیست |
|
|
نظر مندرج در هر نوشته مربوط به نویسنده است و لزوما دیدگاه آدم برفیها نیست. آدم برفیها جوابیهها را به شرط رعایت حرمت کلام و ادب منتشر خواهد کرد. |
|
|
حتما پیش از فرستادن مطلب اساسنامهی سایت را مطالعه بفرمایید |
|